Skip to main content
فهرست مقالات

رمز انگشتر

نویسنده:

(4 صفحه - از 174 تا 177)

کلید واژه های ماشینی : انگشتر، مادر، اتوبوس، نگین، دخترم، نگاه، نور، راننده، دریا، باتلاق، آسمان، محو، خطوطی، خالی، نوری سبز، ظرفی، لیوان، بیرون نگاه، دور، لیوان آب، مادر به شانه‌ام، راننده پیاده، دریا محو، ظرف آبی، دخترم آب، چشمانی خندان نگاهم، محو خطوطی، نگاهم بر نگین، دورترین نظرگاه آسمان، خطوطش سبز

خلاصه ماشینی: "ذرات نور خورشید چون آبشاری از پنجره،روی نگین‌ انگشتر می‌تابید و نوری سبز مایل به آبی را منعکس می‌کرد. رو به مادرم که کنارم نشسته بود و به مناظر بیرون خیره شده‌ بود،کردم: -مادر ببین چقدر این دریا قشنگ است! دریا محو شد و دورترین نظرگاه آسمان را دیدم که به سوی‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود)زهرا عامری «تهران» رمز انگشتر زمین متمایل شده‌بود. بیدار شده‌ بود و با چشمانی خندان نگاهم می‌کرد. خم شدم تا از ظرف آبی که مادر با خود آورده‌بود لیوان را پر کنم. باید خطوطی را که‌ روی آن بود می‌خواندم. ناگهان همان خانمی را دیدم که در اتوبوس کنار او نشسته بود. -این خانمی که پیش شما نشسته بود. مادر بود که با عصبانیت صدایم می‌کرد. لبخند بر لب کنار همان خانم نشسته‌ بود. دو طرف جاده را درختان سبز و بلند نارون پوشانده بود. خطوطش سبز نبود،آبی هم نبود چیزی بود بین این دو."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.