Skip to main content
فهرست مقالات

گره داستانی در خسرو و شیرین و ویس و رامین

نویسنده:

(4 صفحه - از 70 تا 73)

کلید واژه های ماشینی : ویس و رامین، داستان، شیرین، گره داستانی در خسرو، وصال، موبد، عاشق، ازدواج، داستان‌های عاشقانه، معشوق

خلاصه ماشینی:

"اما اینکه چرا خسرو بعد از مرگ مریم،با شکر اصفهانی که زنی هرزه است ازدواج می‌کند،اما با شیرین که عاشق واقعی اوست،(8)پیمان زناشویی‌ نمی‌بندد؛نکته‌ای است قابل تامل و تنها توجیهی که‌ در پاسخ به این نکته می‌توان آورد این است که بگوییم‌ غرور شاهی و سلطنت به خسرو اجازه نمی‌دهد، تسلیم خواسته شیرین شود،چنان که هنگام عبور از کنار قصر،شیرین وقتی نزد شاپور از او گلایه‌ می‌کند،این غرور خویش را بروز می‌دهد و شیرین‌ را لایق همسری خویش نمی‌داند،تا اینکه شاپور با سخنان خود،او را نرم می‌کند: مرا پیوند او خواری نیرزد نمک خوردن جگر خواری نیرزد به زیر پای پیلان در شدن پست‌ به از پیش خسیسان داشتن دست به آب اندر خفه گشتن چو ماهی‌ از آن به کز وزغ زنهار خواهی مرا چون من کسی باید به ناموس‌ که باشد همسر طاووس،طاووس (خ ش 566-565/51-47-46-45) با توجه به اینکه،این سخنان از روی عصبانیت و خشم ابراز می‌شود و عشق نیز با غرور پادشاهی‌ سازگاری ندارد،می‌توان گفت:این موضوع نیز نمی‌تواند مانعی جدی بر سر راه وصال دو دلداده‌ باشد،زیرا اگر خسرو،به سبب غرور شاهی،تسلیم‌ خواسته شیرین که خود شاه است نمی‌شود،چرا به‌ خواسته شکر،که زنی هرزه است تن در می‌دهد و به‌ طور رسمی با او ازدواج می‌کند؟ مانع یا گره داستانی در منظومه ویس و رامین بررسی داستان ویس و رامین نشان می‌دهد که‌ وجود مانع یا گره داستانی در این داستان نسبت به‌ خسرو و شیرین قوی‌تر و منطقی‌تر است و این داستان‌ با قانون علیت سازگاری بیشتری دارد."

صفحه:
از 70 تا 73