Skip to main content
فهرست مقالات

تاریخ بختیاری

(15 صفحه - از 898 تا 912)

کلید واژه های ماشینی : بختیاری، حسینقلی خان، حسینقلی خان ایلخانی، ایلات، سواران، جعفر قلی خان، آعلیداد، رضا قلی خان، قلی خان، پسر حاجی محمد رضا خان، حاجی آبندر، طوایف، حاجی محمد رضا خان، رضا قلی خان برادران، خان و رضا قلی خان، حسینقلی خان ایلخانی بر کلیه، تاریخ بختیاری، حسینقلی خان ایلخانی کل بختیاری، حسینقلی خان بختیاری، خان جد حسینقلی خان ایلخانی، اصفهان، حسینقلی خان موقع دوربین انداختن، حسینقلی خان ایلخانی در بختیاری، قلی خان پدر حسینقلی خان، سواران جعفر قلی خان، اولاد جعفر قلی خان، جعفر قلی خان پدر حسینقلی، بابادی، موقع جعفر قلی خان، جعفر قلی خان بختیاروند

خلاصه ماشینی: "گرچه حسینقلیخان ایلخانی را اساسا در جریان نگذاشته بودند ولی از آنجائیکه مردی سیاس و با فراست بود بماهیت مهمانی ناگهانی برادران پی‌برد و چون‌ با نقش آنها هم موافق بود و از طرفی هم مایل نبود خود را عملا شریک عملیات برادران‌ بنماید بروی خود نیآورد و در اطاق دیگری دور از همه بکار خود مشغول شد و ضمنا مراقب اوضاع و احوال هم بود که مبادا نتیجه برعکس شود و آسیبی به برادانش وارد گردد امامقلی خان و رضا قلیخان پیش خود قرار گذاشته بودند که پس از ورود مهمانان‌ و سرگرم شدن بصحبت و بازی تخته نردبا با اشاره‌ای که از طرف امامقلیخان میشود یکمرتبه‌ رضا قلیخان بابو الفتح خان حمله کمد و اماقلیخان نیز کار علیداد را یکسره نماید و چندتن از کلانتران و رؤسای بختیاری را هم که عبارت بودند از اصلانخان چهار لنگ و آبندر وعده‌ای دیگر تعیین نموده بودند که در همان مجلس مراقب باشند که در موقع‌ عمل در صورت مقاومت دشمنان بآنها کمک کنند و سایر افراد و سواران بختیاری هم‌ مأموریت داشتند که اطراف قلعه مراقب و مواظب سواران و بستگان مهمانان باشند که‌ احتمالا با بلند شدن سروصدا و دادوقال بدرون قلعه حمله نکنند خلاصه با این ترتیب‌ چیزی از ورود مهمان و نشستن و صحبت و مذاکره ایشان نگذشته بود که با اشاره‌ امامقلیخان کاردها از پشت تا سینه آنها فروشد و پس از کمی مقاومت وزیر ورووگلاویز شدن با کمک سران و ریش سفیدان مذکور فی المجلس آعلیداد پهلوان و ابو الفتح خان‌ یعنی آن دو نفر مدعیان سرسخت خود را بقتل رسانیدند و نفر سوم هم که موسوم به حیدر خان‌ و برادر کوچکتر ابو الفتح خان بود و در حدود چهارده پانزده سال بیشتر نداشت از مشاهده‌ آن صحنه هراسناک بطرف اطاقیکه حسینقلیخان در آنجا مشغول نوشتن نامه بود دوید و خود را بدامان او انداخت ولی حسینقلی خان یا از شدت عصبانیت از عمل برادران یا آنکه او هم میخواست در آخرین لحظه عملا خود را شریک توطئه برادران در این‌ مبارزه حیاتی بداند با قلم تراشی که در دسترس او قرار داشت بگلوی آن پسر حواله نمود و آخرین یادگار خاندان عمو را هم باین طریق از میان برداشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.