Skip to main content
فهرست مقالات

از خاطرات دبیرستان

گزارشگر:

(2 صفحه - از 20 تا 21)

خلاصه ماشینی:

"» بعد دفترم را گرفت و ورقهای سفید را به‌ بچه‌ها نشان داد و گفت که مرا تشویق کنند و برایم کف بزنند. بعد توی همان دفتر امضاء کرد و یک نمرهء بیست گذاشت و گفت که یک‌ کتاب هم به من جایزه خواهد داد. *** پدرم از جمله معلمهایی بود که همیشه برای‌ شاگرد احترام قائل می‌شد و با تمام وجودش‌ درس می‌داد و دلسوزی می‌کرد. از همه جالبتر اینکه دایی من‌ هم کلاس دهم بود و از درس انگلیسی تجدید آورد. بعدها، خودش گفت:«اگر آن سختگیریها نبود و آن‌ سال در انگلیسی تجدید نمی‌شدم،محال بود که‌ انگلیسیم خوب بشود. » اثر و نتیجهء آن دو تا گوشی جانانه‌ای هم‌ که من خوردم،بعدها معلوم شد که چقدر مؤثر و شخصیت‌ساز بوده است؛یعنی بعد که خودم‌ معلم شدم و به کلاس رفتم،صدای آن‌ تو گوشیها برایم یادآور این مسئله بود که همه با هم یکی هستند و هیچ فرقی بین شاگردان‌ نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.