Skip to main content
فهرست مقالات

استاد خاکی ما

مصاحبه شونده:

مصاحبه کننده:

(4 صفحه - از 48 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : استاد، تانزانیا، آمریکا، مشهد، کلاس، اسلام، دکتر شریعتی، امام، دانشجویان، عربستان

خلاصه ماشینی:

"اول ایران استادی داشتم به نام دکتر نبی هادی،آن موقع پذیرش کانادا را گرفته‌ بودم و قرار بود به دانشگاه مک‌گیل بروم. ایشان با اصرار به من‌ گفت که بهتر است شما یک سال به ایران بروید و چون می‌خواهید شیعه‌شناسی بخوانید؛بهتر است اول از آنجا شروع کنید و بعد بروید کانادا. آن زمان راه کربلا این‌طور بود که از کراجی به کویته می‌رفتیم و بعد از راه زمینی به مشهد و از آنجا به کربلا می‌رفتیم این سفر حدود شش ماه طول می‌کشید. دکتر غلام حسین یوسفی،دکتر جلال متینی،دکتر عفیفی، رجایی و دکتر شریعتی که استاد تاریخ بود و از آغاز اسلام تا دوره مغول را تدریس می‌کرد. اینجا که آمدم،دیدم که استاد جوان‌ پاریس درس خوانده که ما نمی‌دانستیم چی خوانده و سوربون بوده،آمده بود و تاریخ اسلام را با یک روش جدید معرفی می‌کرد. عید غدیر، وقتی دکتر در تالار رازی دانشکده پزشکی،که بزرگ‌ترین تالار آن زمان بود، سخنرانی می‌کرد،حتی جا برای ایستادن هم نبود!او یک تلقی از تاریخ اسلام‌ داشت که هرگز،تا آن موقع نشنیده بودیم و مثل اینکه تشنه شنیدنش بودیم. نامه‌رسان من چون پاسپورت تانزانیایی داشتم و دولت عراق روابط خوبی با تانزانیا داشت-هم تانزانیا سوسیالیست بود و هم بعثیها مدعی آن بودند-می‌توانستم‌ هر سال به کربلا بروم. امام‌ هم دیگر متوجه شده بودند که این همان جوانی است که هر سال هفتم محرم‌ در حرم امام حسین(ع)می‌آید. وقتی سال بعد به دمشق رفته بودم، تازه متوجه شدم که دکتر آنجا دفن است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.