Skip to main content
فهرست مقالات

ختم ساغر

شاعر:

(2 صفحه - از 108 تا 109)

کلید واژه های ماشینی : عشق، خاک، چشمه، آب، خورشید، شرار تاک، پژواک، آیینه، پرواز، پرتو

خلاصه ماشینی:

"غبار سکه مهر تو از خورشید هم زرین‌تر است‌ خون تو،از خون دیگر عاشقان رنگین‌تر است‌ رود راهی شد به دریا،کوه با اندوه گفت‌ می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است‌ گر جوابم را نمی‌گویی،جوابم کن به قهر گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین‌تر است‌ ما چنان آیینه‌ها بودیم رودررو ولی‌ امشب این آیینه از آن آینه غمگین‌تر است‌ سنگ دل،من دوستت دارم فراموشم مکن‌ بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین‌تر است‌ سکه مهر تو را گم کرده‌ام چون پادشاه‌ پادشاهی کز غلامان خودش مسکین‌تر است از صبح آفرینش که نسیمی،پیشانی روح را نوازش داد تا امروز که‌ کوهستان‌ها سر برآورده‌اند از ابرها و نسیم مثل خیال ابرها را مدام در خاطره آن‌ها می‌گرداند،پژواک پرسشی در جان بشر پیچیده است، پرسشی که به نهایت این مسیر مه آلود می‌اندیشد،پژواکی که در روزگار شیشه و سنگ هم در دل همین دره‌ها به گوش می‌رسد اگر منتظر پاسخی برای آن باشی،پاسخی از جنس خورشید،در یکی از روزهای همین روزگار..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.