Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات زندگی سیاسی من

گزارشگر:

(4 صفحه - از 20 تا 23)

کلید واژه های ماشینی : باغ، اجاره، ازدواج، دختر، عشق، چادر، خاله‌ام، والاحضرت، زندگی سیاسی، روح

خلاصه ماشینی:

"من که فوق العاده عصبانی شده بودم از چادر بیرون آمده نوکر را صدا زدم و به صدای بلند گفتم برو ببین این فلان‌فلان شده کیست که توی باغ آمده و تیراندازی می‌کند و خودم نیز از جلوی استخر به سمت گندم کاری رفتم و از دور دیدم جوانی با لباس نظامی ایستاده و نوکر ما با او صحبت می‌کند و آن جوان بدون اینکه به طرف من بیاید برگشت‌ و از دیوار باغ که خراب بود خارج شد من به داد و فریاد خود پایان نداده بودم که نوکر آمد و گفت شاهپور علی رضا بودند و چون دیوار باغ خراب شده بود تصور نکرده بودند که کسی در باغ باشد و برای شکار کبوتر که در گندم کاری بود تیراندازی کرده بودند و وقتی‌ فهمید که کسی در باغ ساکن است رفت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.