Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات لایارد

گزارشگر:

مترجم:

(5 صفحه - از 26 تا 30)

خلاصه ماشینی:

"در حین ورود متوجه شدیم‌ که اهالی قریه،زن و مرد دور هم جمع شده و با اضطراب و هیجان زیاد با اشاره و صداهای‌ ناهنجار و فریادهای بلند به شفیع خان متظلم شدند که عده‌ای از طوایف دشمن امروز صبح‌ بقریه آنها حمله کرده و تمام گله‌ها و رمه‌های اهالی را بغارت برده‌اند،طبق دستور شفیع‌ خان عده‌ای از سواران چهارنعل به تعقیب سارقین پرداختند و طولی نکشید که التهاب و هیجان ساکنین به نقطه اوج خود رسیده بود،زیرا سواران از تعقیب مهاجمین مراجعت‌ نموده و مقداری از اغنام و احشام مسروقه را پس گرفته و یکنفر از سارقین را نیز همراه‌ خود آورده بودند تا شفیع خان او را به عنوان زندانی به رئیس طایفهء که در قلعه مجاور زندگی‌ میکرد تسلیم نماید. قلعه لردگان بعدازظهر همان روز وارد قریه لردگان شدیم،مالک این قلعه یک خان بختیاری‌ بود بنام علی گدا خان،او در حالیکه لباسهای فاخر و پرزرق‌وبرق به تن داشت و عده‌ای‌ سوار نیز او را دنبال میکردند به پیشواز ما شتافت و بگرمی بشفیع خان خوش‌آمد گفت‌ و احوالپرسی نمود و در کنار جوی آبی زیر درختان بزرگ و تنومند که باطراف سایه‌ افکنده بودند نشستیم. دورتادور این قریه را رشته کوههای بلند احاطه کرده است،قلعه لردگان با برج و باروهای استوارش مانند قلاع و دژهای جنگی و نظامی فئودالهای قرون وسطی‌ در کنار یک جنگل انبوه و تا یک قد برافراشته بود رویهمرفته منظره طبیعی آن محل‌ بسیار بدیع،دلفریب و خیال‌انگیز بود و بیشتر مناظر خیالی و رؤیاانگیز آن محل را وجود عده زیادی از مردمان وحشی و بیابانی که سرتاپا به لباس رزم و آلات جنگ مسلح بوده،و دور ما را احاطه کرده بودند تکمیل مینمود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.