Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به اصل برابری فمنیسم و موانع اشتغال زنان

نویسنده:

ISC (42 صفحه - از 47 تا 88)

کلیدواژه ها : اشتغال زنان ،اومانیسم ،اصل برابری ،فمنیسم ،زمینه‌های اقتصادی ،سیاست‌های حمایتی

کلید واژه های ماشینی : زنان ،فمنیسم ،فمینیستی ،برابری فمنیسم و موانع اشتغال ،فمنیسم و موانع اشتغال زنان ،اومانیسم ،اصل برابری فمنیسم و موانع ،اشتغال زنان ،مردان ،اجتماعی ،سیاسی ،عدالت ،اقتصادی ،نظریه ،شغلی ،مانع ،جنسی ،حقوق ،اصل ،تفکر ،فرهنگی ،کنشگر ،تفاوت میان زنان و مردان ،تفاوت ،جامعه ،فمینیست‌ها تفاوت‌های میان زنان ،حقوق زن ،نظام ،کار ،عرصه عمومی

جریان‌های فمینیستی علی‌رغم تکثر خاستگاه‌ها و تعدد نظریات، در یک نقطه مشترک، که مباحث زنان و مسائل مربوط به آن است، با یکدیگر تلاقی دارند. سیاست‌های حمایتی ـ اقتصادی از زنان و اشتغال ایشان و حربه‌های فرهنگی ـ اقتصادی در زمینه مصرف و تولید آن، از ابزارهای مؤثری بوده که سبب پیشرفت امواج فمینیستی گردیده است. مبانی مدرنیته از جمله اومانیسم و سکولاریسم نیز بیشترین تأثیر را در آراء فمینیستی داشته است. اصل «برابری» از بارزترین جلوه‌های اومانیسم است. در مباحث فمینیستی، بر انواع برابری، همچون «برابری ظاهری»، تناسبی، اخلاقی و توزیعی بسیار تأکید می‌شود. در این مقاله، ضمن بیان اصل «برابری» فمینیستی و طرح انواع آن، موانع و مشکلات نابرابری اشتغال زنان از نظر فمنیسم مورد بررسی قرار گرفته و به مباحث مربوط به ساختار انگیزشی و رهیافت‌های وضعیتی و نظرات تحلیلگران شبکه‌های اجتماعی در رابطه با برابری و نابرابری شغلی زنان پرداخته شده است.

خلاصه ماشینی:

"در این مقاله، ضمن بیان اصل «برابری» فمینیستی و طرح انواع آن، موانع و مشکلات نابرابری اشتغال زنان از نظر فمنیسم مورد بررسی قرار گرفته و به مباحث مربوط به ساختار انگیزشی و رهیافت‌های وضعیتی و نظرات تحلیلگران شبکه‌های اجتماعی در رابطه با برابری و نابرابری شغلی زنان پرداخته شده است. در این بحث، یک معضل عمده به چشم می‌خورد و آن اینکه علی‌رغم تعریف عام «برابری»، که مبنای بسیاری از گفتارهای برابری‌طلبانه دوران نوین بوده است، عده‌ای مسئله «نابرابری» و تفاوت ذاتی بین خود و دیگر افراد جامعه مثل زنان و گروه‌های خاص نژادی را مطرح می‌کنند و بدین سان، این سؤال مطرح می‌شود که آیا نابرابری میان چنین گروه‌هایی باید ـ فی‌نفسه ـ یک عمل اخلاقا ناشایست تلقی شود، یا خیر؟ و آیا اصول برابری توزیعی برای هر کس قابل مطالبه است یا نه؟ مثلا، در همان عصری که بحث‌های داغ حقوقی طبیعی در جامعه مطرح بود، افرادی همچون روسو و لاک (Louke) زنان را در تعاریف خود از «برابری»، «عدالت» و «آزادی»، مستثنا کرده بودند و در همان‌جا که بحث قانون طبیعی مطرح بود، حقوق برابر زنان در اعلامیه حقوق بشر انقلاب فرانسه در سال 1791 مورد اغماض واقع شده بود. اما به راستی چه ارتباطی بین عدالت و برابری وجود دارد و به عبارت دیگر، برابری در نظریه «عدالت» چه نقشی ایفا می‌کند؟ البته شایان ذکر است که نقش و کاربرد صحیح برابری، که اغلب به عنوان یکی از اصول عدالت اجتماعی مورد قبول واقع شده ـ فی‌ذاته ـ یک اصل فلسفی بسیار پیچیده است که در چارچوب این بحث، به طور مفصل قابل گنجایش نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.