Skip to main content
فهرست مقالات

زمینه های عرفانی در اندیشه اقبال

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : اقبال ،عرفان ،عقل ،محبت ،اسلام ،تصوف ،عشق ،قرآن ،معرفت ،رومی ،زمینه‌های عرفانی در اندیشه اقبال ،نفس ،صوفی ،امت ،عارفان ،قلب ،معرفت نفس ،ایمان ،انسان ،روحی ،خدا ،احساس ،ادراک ،حقیقت ،ر اندیشه اقبال ،جهان ،عرفان اسلامی ،والای ،سخن ،قرآن کریم

خلاصه ماشینی:

"پس مالکیت عنان دل و احساسات را بدست آورده و بر عقل‌ و تفکر و اراده و رفتار خود چیره گشته است،زیرا این همان ایمان‌ به اسلام و پیامبر اسلام(ص)است و سیرابی از همین آبشخور عظیم‌ است که اقبال می‌گوید:«برق دانشهای غربی نتوانست خردم را خیره کند و بصیرتم را برباید،زیرا من چشمان خود را به سرمهء تمدن آغشته‌ام»و باز می‌گوید:انسان هرگاه از محبت راستین‌ بهره‌ور باشد به خویشتن معرفت پیدا می‌کند و از ملوک و سلاطین‌ بی‌نیاز می‌شود،پس در شگفت نباشید از اینکه ستارگان در چنگ‌ می‌باشند و دشواریها برایم رام شوند،زیرا من از عبیر آن سرور عظیم،عطرآگین شده‌ام،همان سروری که سنگریزه‌ها از قدمهای‌ او شرف یافته و منزلتشان از ستارگان گذشته است. از همین جاست که اندوه و غمهای اقبال فوران می‌کند و احساساتش‌ به جوش می‌آید،در یکی از قصایدش در حال مناجات که دست‌ نیاز به آستان رسول خدا برده است می‌گوید: «باید محبت تو،مرا در خود فرو برد و سخن تو زبان مرا به‌ خود مشغول سازد،زیرا من در این جهان کسی را تنها و غریب‌تر از خود نمی‌بینم»آری این‌چنین است نقش ایمانی که با محبت‌ هم‌آغوش شود. »سخن آخر اینکه اقبال همچنانکه گفتیم مدعیان تصوف‌ سخت بباد انتقاد گرفته ولی این انتقاد،او را به خاطر بصیرتش‌ باز نداشته است که به اهمیت نقش عارفان معاصر خود و حت‌ صوفیانی که فاقد حرکت و حیویت می‌باشند اعتراف ننماید،او این زمینه می‌گوید:«حکمای مشرق زمین از اروپائیانی که در با اسرار بسیاری از وجود و عدم سخن گفته‌اند اهمیت بیشتر دارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.