Skip to main content
فهرست مقالات

حضور مذهب در شعر نو قبل از انقلاب اسلامی

نویسنده:

(20 صفحه - از 151 تا 170)

خلاصه ماشینی:

"علاوه بر«زمزم»از نمادهای بسیار پر رنگ‌ دینی،که در این شعر دیده می‌شود،«امام»است،که هاله‌ای از«مفاهیم شیعی»را در اطراف خود دارد: «شاید به منتهایی از دره برسیم/شاید جلگه‌ای در پیش داشته باشیم/اختراع‌ قطب‌نما مرا سرگرم نکرد/از پی اینان برویم که به پابوس امام می‌روند»81 از اشارات دیگر مذهبی که زیبا و نمادین است؛این قسمت را می‌توان شاهد آورد: «یک چشمیان دارند می‌آیند/آنانکه محل امام را به دشمن نمودند/من آنان را سب‌ خواهم کرد/یک چشمان دارند می‌آیند»91 پایان‌بندی این شعر هم بسیار زیباست و از تواناییهای هنری صفارزاده حکایت دارد: «دلیل راه به زوار می‌گفت/وقتی رسیدید از امام چیزی طلب مکنید/اما من زن‌ آزمندی را می‌شناسم/که چون دستش به ضریح برسد گریه خواهد کرد/و خواهد گفت/یا رب نظر تو بر نگردد»02 صفارزاده در این مجموعه فرصت آن را نیافت تا با فراغ بال به مذهب بپردازد و از دغدغه‌های دینی خود و مردمش سخن بگوید؛اما هفت سال بعد یعنی 6531 همزمان‌ با تشدید مبارزات سیاسی علیه رژیم وقت،با انتشار«سفر پنجم»تأملات و بینش مذهبی‌ خویش را با توسع و جامعیت بیشتری مطرح کرد. »62 «سفر هزاره»با الهام از درسهای شریعتی سروده شده است و در قسمتهای متعددی‌ تأثیر وی حضور مستقیم دارد: «در ارتفاع قله/همپای پاک ابو ذر بودیم/همشانهء ستبر شجاعت/همشانهء جلال»72 آن ذهنیت و فکر تاریخی شریعتی نیز در روح شعر جاری است: «تو از قبیلهء بیمرگانی/و از هزارهء هجرت/قلبت همیشه زخم تهاجم داشت/از با چراغ/آمدگان/منافقان/از چاکران بو لهب و سفیان»82 در پایان شعر بند«به راه باید رفت»سه بار تکرار می‌شود و نشان می‌دهد که شریعتی‌ در ذهن صفارزاده نمادی از حرکت و رفتن و تکاپوست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.