Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به ناهنجاریهای وزنی شعر فارسی

نویسنده:

ISC (30 صفحه - از 11 تا 40)

کلید واژه های ماشینی : بحر مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن، مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن، مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن، فاعلات، فاعلاتن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن، وزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن، بحر، مصراع، فاعلات مفاعیل فاعلاتن مفعول فاعلاتن، مفاعیل فاعلاتن مفعول فاعلاتن مفعول، مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن مفعول، ناهنجاریهای وزنی شعر فارسی، مفعول فاعلاتن، فاعلاتن فعلات فاعلاتن مفعول فاعلاتن، هجای کوتاه، وزن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن، مفعول فاعلات، هجای کوتاه بیک بلند، فعلات فاعلاتن مفعول فاعلاتن مفعول، فاعلاتن مقابل مفعول فاعلات مفاعیل، مفاعیل مفاعیل فاعلان مفعول مفاعیل، مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن مقابل، فاعلاتن مفعول فاعلاتن مقابل مفعول، مفعول فاعلاتن مفاعیل فاعلاتن، گرفتن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن، تقطیع، هجای بلند، مفعول فاعلاتن مقابل مفعول فاعلات، مفاعیل فاعلان مفعول مفاعیل فاعلان، فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن مفعول

خلاصه ماشینی: "از خاقانی: روزم فرو شد از غم و هم غمخوری ندارم‌ رازم برآمد از دل و هم دلبری ندارم‌ هر مجلسی و شمعی من تابشی نبینم‌ هر منزلی و ماهی من اختری ندارم‌ غواص بحر عشقم و بر ساحل تمنی‌ چندین صدف گشادم و هم‌گوهری ندارم >مطلع دوم ای باغ جان که به ز لبت نوبری ندارم‌ یاد لبت خورم که سر دیگری ندارم‌ طوق غم تو دارم بر طاق از آن نهم دل‌ کز طوق تو برون سر در چنبری ندارم‌ عید منی و من که همی شیبم از هلالت‌ دیوانه‌ام که جز تو پری پیکری ندارم‌ خاقانیم بجا گر و ششدر فراقت‌ مهره کجا نهم که گشاد دری ندارم‌ سردار تا جداران هست آفتاب و دریا نیلوفرم که بی‌تو نیل و فری ندارم‌ او هود ملت آمد و بر عادیان فتنه‌ الا سپاه هیبت او صر صری ندارم‌ لافد زمانه ز اقلیم در دودمان رفعت‌ کز ملت مسیح چنو قیصری ندارم‌ نسطور دید آیت مسطور در دل او گفت از حواریان چو تو حق‌پروری ندارم (دیوان تصحیح دکتر سجادی ص 280) از انوری: ای خنجر مظفر تو پشت ملک عالم‌ وی گوهر مطهر تو روی نسل آدم‌ ای در زبان رمح تو تکبیر فتح مضمر وی در مسیر کلک تو اسرار چرخ مدغم‌ حزمت به هرچه رای کند بر قضا مسلط عزمت به هرچه روی نهد بر قدر مقدم‌ آورده بیم رزم تو مریخ را به مویه‌ و افکنده رشگ بزم تو ناهید را به ماتم‌ در زیر داغ طاعت و فرمان تست یکسر از گوش صبح اشهب تا نعل شام ادهم‌ دستی چنان قوی است ترا در نفاذ فرمان‌ کز دست تو قبول کند سنگ نقش خاتم (دیوان تصحیح مدرس ص 334) باید اضافه کنم که گذشته از اینکه تلفیق دو بحر مختلف فوق خارج از اختیارات شاعری و از تغییرات نامجاز شمرده میشود،بحر مفعول فاعلات مفاعیل‌ فاعلاتن نیز خود از بحور ثقیل و نامطبوعست و ترکیب ارکان آن بنحوی است‌ که وزنی خوش و روان عرضه نمیکند و از اینرو برای مطبوع کردن آن آنرا بصورت،مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن درآورده‌اند،به نظر نگارنده این تغییر بیشتر در بحری است که از تکرار رکن مفتعلن یا مفتعلن مفاعلن و یا فاعلاتن‌ فعلاتن و یا مفاعلن فعلاتن،پدید آمده باشد و مثلا هیچگاه در بحر فعلات‌ فاعلاتن و یا بحر مورد بحث(مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن)جز در دو مورد استثنائی مذکور این تغییر(تبدیل دو کوتاه به یک بلند)دیده نشده است و دو مورد فون نیز برای طبع‌آزمائی و ایجاد تنوع در وزن می‌باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.