Skip to main content
فهرست مقالات

نوای نای چکاوک

نویسنده:

(7 صفحه - از 30 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : پیامبر، جبران، اثر جبران خلیل جبران، زن، کتاب پیامبر جبران خلیل جبران، کتاب، اثر جبران خلیل جبران ترجمه، ادیان، روح، خدا

خلاصه ماشینی:

"»12 پیامبر ارفالس با جان ما بازی می‌کند و نوای موسیقی دل نوازیرا برای رقص روح ما در فضا می‌پراکند: «ای مردمان ارفالس،شما می‌توایند دهل را در پلاس بپیچید وسیم‌های ساز را باز کنید،اما کیست که بتواند چکاوک را از خواندنباز دارد؟»13 و سر انجام او ارفالس را در حالی ترک می‌کند که معتقد استبار دیگر به آنجا باز می‌گردد،هر چند به زادن دوباره‌ای از زنی دیگرباشد: «بدرود،ای مردمان ارفالس!این روز به پایان رسیده است.. هیچ دیده‌ای عاشقی از کار و یار معشوق خویش خسته شود وبه ستوه آید؟ {Sمن غلام آنکه نفروشد وجود#جز به آن سلطان با افضال و جود#من غلام آن مس همت پرست#کو به غیر کیمیا نارد شکستS} این فراز از کلمات جبران را بشنوید: و اما کار کردن با مهر یعنی چه؟یعنی بافتن پارچه‌ای که تار و پودش را از دل خود بیرونکشیده باشی،چنان که گویی دلدارت آن پارچه را خواهد پوشید. {Sدر زمین دیگران خانه مکن#فکر خود کن فکر بیگانه مکن#کیست بیگانه،تن خاکی تو#کز برای اوست غمناکی تو#تا تو تن را چرب و شیرین می‌دهی#گوهر جان را نیابی فربهی#گر میان مشک تن را جا شود#وقت مردن گند آن پیدا شود#مشک را بر تن مزن،بر دل بمال#مشک چه بود؟نام پاک ذو الجلال21S} جبران نیز از این دو گانگی در وجود چنین حکایت می‌کند:اما خویشتن خدایی تو تنها نیست. باز گردیم به سخن خود جبران درباره کتاب ارزشمندش«پیامبر»که چندی پس از انتشار آن در عبارتی کوتاه برای ماریهسکل خلاصه کرده است: «سراسر پیامبر فقط یک چیز را می‌گوید:تو بسیار بزرگتراز آنی که می‌دانی.."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.