Skip to main content
فهرست مقالات

نظریه دلالت مستقیم و کلمات مفرد تهی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (30 صفحه - از 57 تا 86)

کلیدواژه ها :

نظریه دلالت مستقیم ،اسامی خاص تهی ،کریپکی ،براون ،سمن

کلید واژه های ماشینی : نظریه دلالت مستقیم، اسامی، داستان، شرلوک هولمز، سمن، جمله، گزاره، نظریه، هولمز، کریپکی

نظریه دلالت مستقیم، در برابر نظریه فرگه و راسل، مدعی آن است که محتوای معنایی(سمانتیکی)یک اسم خاص متضمن هیچ وصفی به عنوان معنای آن اسم نیست و آن اسم بدون واسطه معنا، یعنی مستقیما بر مصداق خود دلالت دارد و به تعبیر دیگر، محتوای معنایی یک اسم خاص عبارت است از مصداق آن اسم.اسامی خا تهی در این نظریه مسائلی را پیش می‌آورند:آیا جمله‌ای که شامل این نوع از اسامی است گزاره‌ای را بیان می‌کند؟آیا می‌تواند مورد باور افراد قرار گیرد؟آیا این جمله‌ها ارزش صدق یا کذب دارند؟ارزش صدق جمله‌های سالبه وجودی در این مورد چگونه توجیه می‌شود؟و بالاخره اگر این جمله‌ها فاقد محتوای معنایی هستند تفاوتی که ظاهرا در معانی آنها ملاحظه می‌کنیم به چه نحو توجیه می‌شود؟ما در این مقاله مهمترین پاسخهایی را که به مسائل فوق داده شده است مورد بررسی و نقد قرار خواهیم داد و ملاحظه خواهیم کرد که بعضی از آنها اگرچه ارزشمند هستند اما کامل نیستند.

خلاصه ماشینی:

"حال هنگامی که با جمله‌ای روبه‌رو شویم که در موضوعش نامی تهی قرار داشته باشد، نظیر«شرلوک هولمز یک کارآگاه است»با مسائل ذیل روبه‌رو می‌شویم: 1-مسأله معناداری جمله:به علت اینکه اسم به کار رفته فاقد مصداق است، پس فاقد محتوای معنایی است و لذا گزاره بیان شده نیز فاقد یک جزء خواهد بود و معنا یا محتوای سمانتیکی نخواهد داشت و بنا به تعبیری اصلا گزاره‌ای نخواهیم داشت، درحالی‌که به نظر می‌رسد شهودا معنایی را از جمله«شرلوک هولمز یک کارآگاه است»درک می‌کنیم. گزاره‌های تداعی شده‌ ارائه‌دهنده محتوای معنایی جمله‌های منتاظر خود نیستند، زیرا آن جمله‌ها فاقد محتوای معنایی هستند؛اما توجیه‌کننده اختلاف در درک آن جمله‌ها می‌باشند و در عین حال متعلق باور افراد نیز قرار می‌گیرند و اگر شخص ارزشی برای جمله توخالی قایل می‌شود در واقع آن ارزش متعلق به گزاره‌ای است که توأم با آن جمله تداعی شده است، مثلا اگر شخصی جمله«سیمرغ یک پرنده است»را صادق می‌داند ولی«شرلوک هولمز یک پرنده است»را کاذب می‌شمارد به دلیل آن است که به شیوه درک جمله اول باور دارد اما از طرف دیگر، باور ندارد کارآگاه(چنین و چنان)یک پرنده باشد. حال به نظر سمن می‌توان اسامی تخیلی و افسانه‌ای را نیز در جمله‌های سالبه وجودی چنین تفسیر کرد که«فلان شخصیت با فلان خصوصیات(در جهان واقعی) موجود نیست»و در واقع منظورمان آن است که انسانی محسوس و ملموس که همان خصوصیاتی را که در داستان برای هولمز ذکر شده است دارا باشد موجود نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.