Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به ساختار اجتماعی اندیشه مولوی در مثنوی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 51 تا 68)

کلیدواژه ها :

اخلاق ،فلسفه ،تحلیل ،اندیشه ،اصلاح

کلید واژه های ماشینی : مثنوی، اجتماعی، مولانا، اندیشه، انسان، اخلاق، ریاست، تحلیل، مدارا، اندیشه اجتماعی

در این مقاله پس از ارائه تعاریف مفهومی و مقایسه‌ای ابعاد مختلف اندیشه، حوزه‌های متنوع اندیشه اجتماعی مولوی در سه مورد محور کلی طبقه‌بندی و تحلیل شواهد و قرائن هر یک از آن‌ها، از دفترهای شش‌گانه مثنوی ذکر شده است، طرح اجمالی مقاله حاضر به شرح زیر است:1.اندیشه اجتماعی در عرصه شناخت1.1.تحلیل و مدارا2.1.نیرنگ‌شناسی3.1.بینش روان‌شناختی4.1.کاربردشناسی2.اندیشه اجتماعی در عرصه نقد اجتماعی1.2.نکوهش زراندوزان و چاپلوسان2.2.نقد ریاست و حکومت3.2.نقد مشورت با نااهلان3.تحلیل رفتارهای اجتماعی1.3.تحلیل و تعلیل کنش‌ها و گرایش‌ها2.3.آسیب‌شناسی قضاوت3.3.تحلیل تمثیلی گزافه‌گویی4.3.خرافه‌ستیزی(تحلیل و تأویل منطقی عملکرد انسان و انتساب صلاح و فساد انسان به خود وی و مردود دانستن انتساب فرافکنانه عملکرد انسان به بخت و اقبال و گردش روزگار).5.3.تحلیل عواقب و عقبات ظلم6.3.تحلیل ضرورت تقیه7.3.تحلیل رفتارهای غریزی انسان8.3.تحلیل تکفیر9.3.تحلیل ناسپاسی مردم

خلاصه ماشینی:

"پس اگر سنت‌های پویا و پذیرفته شده جامعه در محل و موقعیت مناسب خود به کار گرفته شوند، تأثیری مثبت و کارساز خواهند داشت: ای تواضع برده پیش ابلهان وی تکبر برده تو پیش شهان آن تکبر بر خسان خوب است و جفت هین مرو معکوس، عکسش بند توست بوی گل بهر مشام است ای دلیر جای آن بو نیست این سوراخ زیر کی از آنجا بوی خلد آید ترا بو ز موضع جو اگر باید ترا همچنین حب الوطن باشد درست تو وطن بشناس ای خواجه نخست (همان، 31-2226) در واقع می‌توان گفت که مولانا به روش فلاسفه جدید(کلیات فلسفه، 45)عمل می‌کند نه به روش فلاسفه کلاسیک، یعنی به جای ثابت انگاشتن و بدیهی تلقی کردن قرائت‌های متداول از مواریث فرهنگی و اخلاقی، نخست به نقد و تحلیل این قرائت‌ها می‌پردازد. 4. خرافه‌زدایی (تحلیل و تأویل خرافه‌ستیزانه عملکرد انسان و انتساب صلاح و فساد فرد به عملکردش و مردود داشتن انتساب آن به بخت و اقبال و گردش روزگار): الف: چون بکری جو نروید غیرجو قرض تو کردی ز که خواهد گرو جرم خود را بر کسی دیگر منه هوش و گوش خود بدین پاداش ده جرم بر خود نه که تو خود کاشتی با جزا و عدل حق کن آشتی رنج را باشد سبب بد کردنی بد ز فعل خود شناس از بخت نی آن نظر در بخت چشم احول کند کلب را کهدانی و کاهل کند متهم کن نفس خود را ای فتی متهم کم کن جزاء و عدل را (همان، 35-430) ب: باد بر تخت سلیمان رفت کژ پس سلیمان گفت بادا کژ مغژ باد هم گفت ای سلیمان کژ مرو ور روی کژ از کژم خشمین مشو (همان، 99-1898) ج: در فتاد اندر چهی کو کنده بود زان که ظلمش در سرش آینده بود ای که تو از جاه ظلمی می‌کنی دان که بهر خویش چاهی می‌کنی (همان، 1320-1317) گذار از صورت به معنی شوریدگی و دلبردگی، هرگاه، به صورت بستر و زمینه حرکت، نمود داشته باشد، حرکت هدفدار را گرم و سر زنده نگه می‌دارد و رفتار اجتماعی را تهذیب و عزم و اراده را منقح و استوار می‌سازد اما اگر، شوریدگی، پیش درآمد فرنقتگی شود، ذوق شدن مبدل به خلسه ماندن و شوق پرواز، تبدیل، به وسوسه دانه و دام می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.