Skip to main content
فهرست مقالات

سیمای دیگر ماکیاول

نویسنده:

(46 صفحه - از 315 تا 360)

کلید واژه های ماشینی : ماکیاول، شهریار، سیاسی، ایتالیا، فرمانروایان، تاریخ، رساله شهریار، مذهب، پادشاه، تاریخ افکار سیاسی غرب

در تاریخ افکار سیاسی غرب هیچ متفکری به اندازه ماکیاول بدنام نشده است. وعجیبتر اینکه این بدنامی ناشی از شهامت و صراحتی است که وی در بیان اندیشه خودبه خرج داده و روشهایی راکه اغلب فرمانروایان خودکام- چه معاصران وی ‘ چه فرمانروایان قرون بعدی ‘ و چه معاصر ان ما – عملا در آئین کشورداری بکار می بسته اند- وهنوز هم می بندند- با وضوح و صراحتی که اعجاب و تحسین خواننده را بر می انگیزد بیان کرده است. حتی از این هم فراتر رفته و به زمامدارانی که حاکم بر سرنوشت ملتها هستند اندرز داده که برای توفیق در وظیفه ای که به عهده گرفته اند چگونه باید «تنها در فکر هدف» باشند و از بکار بردن «هر نوع وسیله ای » برای نیل به آن هدف اجتناب نورزد. فیلسوف بزرگ انگلیسی برتراند راسل در کتاب تاریخ فلسفه مغرب زمین به تزویر و دوروئی کسانی که خودرا در مقابل اندیشه های ماکیاول مشمئز نشان می دهند اشاره میکند ومی نویسد: یک چنین راستگویی فلسفی را در بیان نادرستیهای جهان سیاست فقط از یک دانشمند سیاسی که د رایتالیای دوره رنسانس می زیسته است می شد انتظار داشت . فلسفه سیاسی او پایه علمی دارد و بر تجربیات و شواهد عینی استواراست. بیشتر تنقیدهائی که از مطالب رساله شهریار شده ناشی زا خشم مزورانی است که عملا بر مبنای تعلیمات ماکیاول کار می کنند ولی از اقرار به کیفیت اعمال خودنفرت دارند. به حقیقت فرق عمده ماکیاول با دیگران در این است که او ابزار و وسایلی راکه فرمانروایان خود کام برای رسیدن به هدفهای خود بکار میبرند با صداقتی قابل تحسین بیان می کند درحالی که دیگران- منجمله برخی از همان فرمانروایان خودکام- تعلیمات ماکیاول را عملا بکار می بندند ‘ به تمام وسایل غیر اخلاقی برای تحکیم پایه های قدرت خود دست می زنند‘ و آنگاه با تزویری شگفت انگیز از نوشته های ماکیاول – که حقیقت اعمال آنها را صریح و پوست کنده بیان کرده است- اظهار نفرت و انزجار می کنند. رویه این گونه حکام و تنقیدگران را براثر اندراسل حاکی از تزویر و دوروئی آنها میدانند وحق هم با اوست. نویسنده : دکتر جواد شیخ الاسلامی ـ

خلاصه ماشینی:

"اما ماکیاول از آنجا که با سیاست سر و کار دارد نه با مذهب، به زمامدارانی که سرنوشت ملتها را در دست گرفته‌اند نصایحی عرضه می‌کند که اگر درست دقت کنیم صحیح‌اند ولی در جوامعی که اعضای آن به تزویر و دوروئی عادت کرده‌اند، به این معنی که نفس عمل را عیب نمی‌شمارند ولی بیان صریح و بی‌پرده همان عمل را عیبی بزرگ می‌دانند، قهری است که نوشته‌های چنین مردی با عکس‌العملهای شدید روبرو گردد و مخالفانش بگویند که او راه استبداد، نفاق، و ستمگری را به زمامداران نشان داده و کاربرد هر نوع وسیله، حتی وسایل منافی اخلاق، را برای نیل به هدفهای سیاسی مجاز و موجه شمرده است. تیتوس لیویوس و دیگر مورخان بر این عقیده‌اند که هیچ چیز به اندازه احساسات توده‌ها ناپایدار و نامطمئن نیست زیرا در پرتو شواهد بسیاری که او از اعمال توده‌ها نقل می‌کند انسان آشکارا می‌بیند که همین انبوه خلق پس از اینکه مردی را محکوم به اعدام کرده‌اند، اندکی پس از اجرای حکم اعدام سخت از عمل خود پشیمان شده و از ته دل آرزو کرده‌اند که ای کاش قدرتی داشتند و می‌توانستند آن محکوم از جهان رفته را دوباره به عرصه حیات باز گردانند و این همان وضعی بود که در روم باستان پیش‌آمد موقعی که دادگاه خلق منلینوس کاپیتولینوس * را به مرگ محکوم کرد و سپس، به محض اینکه حکم دادگاه اجرا شد، همان مردمی که طالب مرگ او بودند از کرده خود پشیمان شدند و دست تضرع به سوی آسمان بلند کردند که شاید خداوند او را دوباره زنده کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.