Skip to main content
فهرست مقالات

تحول شخصیت گرشاسب در اسطوره و حماسه

نویسنده:

ISC (18 صفحه - از 197 تا 214)

کلیدواژه ها :

گرشاسب ،تحول شخصیت ،اسطوره حماسه

کلید واژه های ماشینی : گرشاسب، نریمان، شاهنامه، سام، رستم، تحول شخصیت گرشاسب در اسطوره، اژدها، سام نریمان، گرز، اهورا مزدا

گرشاسب،یکی از مشهورترین پهلوانان ایرانی است که بخش‌های مهمی از ادبیات اسطوره‌ای و حماسی ما در توصیف اعمال و فرزندانش(نریمان،سام، زال،رستم،فرامرز،و برزو)است.در اوستا نام او«گرشاسب»و لقب او«نریمان» از قبیلهء«سام»است،یعنی نام و لقب و خانوادهء او«سام نریمان،گرشاسب»است. اما بعدها لقب و نام خانوادهء او را به ترتیب فرزند و نوهء او پنداشتند.توصیف اعمال‌ او از جمله کشتن اژدهایی هراسناک و نیز دیوی سهمناک در بخش‌هایی از اوستا آمده است.گرشاسب یکی از یاوران و همراهانـ «سوشیانس»است که در آخر زمان به یاری او می‌شتابد و ضحاک را که از بند رسته‌ است می‌کشد.در متون دورهء پهلوی و ادبیات بعد از اسلام،شخصیت گرشاسب کم‌ رنگ شده است و بسیاری از اعمال او به نوه‌اش«سام»انتشاب داده شده است،به‌ طوری که در شاهنامه کمتر نشانی از او دیده می‌شود و تنها در یکی از روایت‌های‌ الحاقی شاهنامه به اختصار از پادشاهی او یاد شده است.در این مقاله تحول‌ شخصیت گرشاسب در متون مختلف بررسی شده است.

خلاصه ماشینی:

"آیا همین کورنگ نیست که در شاهنامه به صورت کریمان‌ ضبط شده است؟زیرا این کلمه دو بار در شاهنامه آمده و هر دو بار به گونه‌ای‌ است که می‌توان ان را هم اسم خاص دانست و هم صفت(جمع کریم)به‌ معنی بخشندگان؛نخستین بار در داستان رستم و سهراب،رستم پیش‌بینی‌ می‌کند که پسرش: به بالای سام نریمان بود به مردی و خوی کریمان بود و بار دیگر در داستان رستم و اسفندیار،آنجا که رستم افتخارات خاندان‌ خود را برمی‌شمرد به همین کلمه برمی‌خوریم: همان سام پور نریمان بده‌ست‌ نریمان گرد از کریمان بده‌ست گرچه او خود سام را از نسل گرشاسب می‌داند: بزرگ است و گرشاسب بودش پدر به گیتی بدی خسروی تاجور نام برادر گرشاسب در اوستا اوراوخشیه است و این دو پسر به پاداش‌ آماده ساختن هوم به اثرط داده شده‌اند؛چنانکه در یسنا فقره‌ی 01 آمده‌ است:«آن گاه به من پاسخ گفت این هوم پاک دوردارنده‌ی مرگ،اثرط سود خواستارترین سام،سوم بار مرا در میان مردمان خاکی جهان آماده ساخت. »52 گرشاسب در شاهنامه در شاهنامهء فردوسی از گرشاسب دیگری نیز سخن به میان آمده است که‌ پسر زو است و بعد از او(یا هم زمان با او)در زمان فترت بین پیشدایان و کیانیان،چند سالی حکومت می‌کند: پسر بد مر او را یکی خویش کام‌ پدر کرده بودیش گرشاسب نام‌ بیامد نشست از بر تخت و گاه‌ به سر بر نهاد آن کیانی کلاه‌ چو بنشسبت بر تخت و گاه پدر جهان را همی داشت با زیب و فر درباره شخصیت،نسبت و مدت حکومت یا وزارت این فرد در کتاب‌های‌ تاریخ که پس از اسلام نوشته شده‌اند،اختلاف بسیاری است؛در غرر السیر اثر ثعالبی و زین الاخبار گردیزی نامی از او نیست و پس از زو،کی قباد به تخت‌ می‌نشیند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.