Skip to main content
فهرست مقالات

مدرسه حسینی

نویسنده:

(10 صفحه - از 17 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : مدرسهء حسینی، عاشورا، اسلام، سید الشهدا، مدرسهء حسینی مدرسهء آراستن سپاهیان، تربیتی، کربلا، خدا، مدرسهء حسینی مدرسهء احیای اسلام، عزت

مدرسهء حسینی عنوانی است برای رویکردی تربیتی به‌ بزرگترین حماسهء انسانی؛حماسه‌ای فراتاریخی و فرا جغرافیایی برای دمیدن روح حقیقیت انسانی در همگان،و راه‌ نمودن مردمان به سوی تعالی.

خلاصه ماشینی:

"سردستهء قمه‌زنها به آنان پاسخ می‌دهد:«آقا جان!اولارین‌ توفنگی وار،آدامی اولدرللر»یعنی آقاجان،آنها تفنگ دارند وآدم را می‌کشند!22 بدین ترتیب آنها عزاداری‌شان را می‌کنند و روسهای تزاری هم‌ جنایتشان را،که اگر فلسفهء چیزی ادراک نشود،صورتی خواهد بود بی‌محتوا،ملای رومی در ضمن داستانی این حقیقت را بیان کرده‌ است:32 روز عاشورا همه اهل حلب‌ باب انطاکیه اندر تا به شب‌ گرد آید مرد و زن جمعی عظیم‌ ماتم آن خاندان دارد مقیم‌ ناله و نوحه کنند و اندر بکا شیعه عاشورا برای کربلا بشمرند آن ظلمها و امتحان‌ کز یزید و شمر دید آن خاندان‌ نعره‌هاشان می‌رود در میل و وشت‌42 پر همی گردد همه صحرا و دشت‌ یک غریبی شاعری از ره رسید روز عاشورا و آن افغان شنید شهر را بگذاشت و آن‌سو رای کرد قصد جست‌وجوی آن هیهای کرد پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد52 چیست این غم،بر که این ماتم فتاد؟ این رئیس زفت باشد که بمرد این چنین مجمع نباشد کار خرد نام او و القالب او شرحم دهید که غریبم من،شما اهل دهید چیست نام و پیشه و اوصاف او؟ تا بگویم مرثیه ز الطاف او؟ مرثیه سازم که مرد شاعرم‌ تا از اینجا برگ و لالنگی‌62برم‌ آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای‌ تو نه‌ای شیعه،عدو خانه‌ای‌ روز عاشورا نمی‌دانی که هست‌ ماتم جانی که از قرنی بهست؟ پیش مؤمن کی بود این غصه خوار؟ قدر عشق گوش عشق گوشوار72 پیش مؤمن ماتم آن پاک روح‌ شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح‌ گفت آری لیک کو دور یزید کی بدست این غم،چه دیر اینجا رسید؟ چشم کوران آن خسارت را بدید گوش کران آن حکایت را شنید خفته بود ستید تا اکنون شما که کنون جامه دریدیت از عزا؟ پس عزا بر خود کنید ای خفتگان‌ ز آن‌که بد مرگیست این خواب گران‌ روح سلطانی ز زندانی بجست‌ جامعه چه درانیم و چون خاییم دست؟ چون که ایشان خسرو دین بوده‌اند وقت شادی شد چو بشکستند بند سوی شادروان‌82دولت تاختند کند و زنجیر را انداختند روز ملکست و گش‌92و شاهنشهی‌ گر تو یک ذره ازیشان آگهی‌ ورنه ای آگه برو بر خود گری‌ ز آن‌که در انگار نقل و محشری‌ بر دل و دین خرابت نوحه کن‌ که نمی‌بیند،جز این خاک کهن‌ ور همی بیند،چرا نبود دلیر پشتدار و جانسپار و چشم سیر؟ در رخت کو از می دین فرخی‌ گر بدیدی بحر،کو کف سخی؟ آن کو جو دید،آن نکند دریغ‌ خواصه آن کو دید آن دریا و میغ‌03 هرکه از آن دریای معرفت جرعه‌ای بیاشامد سرمست می‌شود و حریت و کرامت و عزت و شجاعت و استقامت و سخاوت در او جلوه می‌کند که‌ مدرسهء حسینی مدرسهء اتصاف به کمالات انسانی است."

صفحه:
از 17 تا 26