Skip to main content
فهرست مقالات

سخنوران خلخال

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 399 تا 411)

کلید واژه های ماشینی : خلخالی، سخنوران خلخال، سخن، مولانا، دانشمندان آذربایجان، اشعار، شیخ احمد خلخالی، تألیف، عشق، خاک

خلاصه ماشینی:

"چاره دل بجز طپیدن نیست چکند بی تو آرمیدن نیست تاب دیدار هم نمی‌آرد نه همین طاقت ندیدن نیست باغبان از دل تو در دل من هوس دیدنست، چیدن نیست یار را با رقیب چون بینم؟ که مرا طاقت شنیدن نیست چاره درد هجر او ثابت غیر جام اجل کشیدن نیست نخواهم تا قیامت روز گردد شبی کان ماه را گیرم در آغوش باید اول ز سر جان گذرد هر که از کوچه جانان گذرد مرگ بهتر بود از زندگیم ثابت ار عمر بدینسان گذرد این دو بیت بلهجه ترکی آذربایجانی نیز از اوست: داغدوب قامتنه سرو سمنبر گیسو کیم گوروب سروده بیربیله معنبر گیسو گاه زنجیریم اولور گاه گوول مرغنه دام گتورور باشمه ثابت نه بلالر گیسو خاقانی خلخالی-مرحوم تربیت در دانشمندان آذربایجان از(اوصاف الامین پروین قاجار که در تاریخ 1305 تألیف یافته)چنین نقل میکند: (1)-این رباعی به امامی هروی نیز نسبت داده شده است. «خاقانی خلخالی از سخنوران قرن سیزدهم آذربایجان است و له: خیاط روزگار ببالای هیچکس پیراهنی ندوخت که او را قبا نکرد» 1 خلیل خلخالی-تیر گر بوده این بیت از اوست: بصد ناز بروی تو جان براندازم چو زلف را بصد تاب در براندازی 2 شاهقلی خلخالی-مؤلف تحفه سامی او را از ولایت خلخال عراق دانسته و ابیات زیر را از او نقل کرده است: موئی شد ای طبیب وجودم ز درد و غم موئی نمانده بیش میان من و عدم از پی دفع جنونم داغ بر سر می‌نهند داغ دل بس نیست بر سر داغ دیگر می‌نهند 3 شیخ احمد خلخالی-شخصی معروف و فاضل بوده و گویا از وطن خود بهیچ جا مسافرت نکرده است این ابیاتش مشهور است: مرا نخل قدت از جا درآورد خرام قامتت از پا درآورد همین تأثیر تنها ماندگی بس که او را از درم تنها درآورد کشم بر صفحه دل صورت جانانه خود را بدین صورت دهم تسکین دل دیوانه خود را 4 صافی-از اهل خلخال ناظم منظومه‌ایست در تعریف تفلیس؛نسخه از آن در ضمن جنگ نمره 97 کتابخانه السنه شرقی لنینگراد موجود است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.