Skip to main content
فهرست مقالات

درباره اتحاد عالم با معلوم

نویسنده:

ISC (32 صفحه - از 177 تا 208)

کلیدواژه ها :

جوهر ،عرض ،ماده ،صورت ،تجرد ،استکمال ،اضافه اشراقیه ،تضایف ،عاقل (عالم) ،معقول (معلوم) ،علم به غیر ،علم به ذات ،استحاله ،معلوم بالذات ،بالقوه ،بالفعل ،کمال اول ،کمال ثانی ،واسطه در عروض و ثبوت ،ناعت

کلید واژه های ماشینی : اتحاد، نفس، اتحاد عالم، اتحاد عاقل و معقول، معلوم، ملاصدرا، عقل، ذات، عاقل، معقول

نگارنده در این نوشتار پس از بررسی نظرات موافقان و مخالفان در مسأله «اتحادعالم بامعلوم» به نقد آنها پرداخته و می‌کوشد تا نقاط قوت و ضعف آنها را آشکار سازد. پاره‌ای از نکاتی که در این نوشتار بیشتر در نظر نگارنده بوده عبارت است از: الف) نظریه اتحاد و مسأله واقع نمایی علم. ب) تحلیل و نقادی استکمال نفس از طریق اتحاد با صورتهای علمی و تعارض داشتن با فعال بودن آن. ج) بیان مقدماتی که این نظریه بر آنها مبتنی است و اینکه خدشه بر هر یک از این مقدمات چه تأثیری بر این نظر دارد. د) این نظریه چه نتایج علمی و ایمانی در بر دارد و فهم مسایل اعتقادی مانند معاد جسمانی،تجسم اعمال و... تاچه اندازه در گرو پذیرش آن است.

خلاصه ماشینی:

"و هرچند که در حواشی اسفار انصاف به خرج داده و می‌گوید: منظور ملاصدرا تمسک به صرف تضایف نیست؛ بلکه ملاک در این استدلال این است که هیچ وجود و شأنی برای مدرک یا معلوم نیست مگر مدرکیت، زیرا آن وجودی نوری و علمی است واثبات کرده است که وجود نوری علم و معلوم است به گونه‌ای که اگر وجود آن با صرف نظر از جمیع اغیارش فرض شود باز وجود آن وجودی نوری و ادراکی است و درجای دیگری گفته است: «همچنین مسلک تضایف تمام است» (حسن‌زاده آملی، 253)، با این وجود، به نظر می‌رسد که ایرادهای او بر برهان تضایف به حق و پا برجا است؛ زیرا همانگونه که از او نقل کردیم، نهایت آنچه را که قاعده تضایف اقتضا می‌کند آن است که دو موجود متضایف باید در یک مرتبه از وجود تحقق داشته باشند ولی موجود بودن دو موجود در یک مرتبه به معنی اتحاد نیست و تقارن را نیز می‌تواند در بر گیرد. [3] اینک در ارتباط با نظریه اتحاد همین پرسش مطرح است که با توجه به اینکه بنا برا این رأی میان عالم و معلوم واسطه‌ای نیست و به عبارت دیگر معلوم نزد عالم حاضر است، آیا مشکل «مطابقت» را که مشکل اصلی فیسلوفان غربی است نمی‌توان حل کرد؟ حکیم متأله ملاصدرا معتقد است که این نظریه در رابطه با موضوع علم و ادراک حائز اهمیت است به نحوی که عالم بودن نفس با صورتهای علمی با این نظریه قابل توجیه است؛ به این معنی که صورتهای علمی ذاتا نورانی و معقول صرف هستند و اگر ذات عاقل با آنها متحد نباشد، ذاتی که تاریک و عاری از روشنایی است چگونه می‌تواند آنها را ادراک کند؟ چگونه چشم کور می‌بیند؟ (ملاصدرا، اصفار ___________________________________ 1- Epistemologic 2- Ontologic [3]ـ رک: مقاله نگارنده با عنوان «وجود ذهنی و حقیقت علم از نظر ملاصدرا»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.