Skip to main content
فهرست مقالات

بازسازی نظر خیام درباره وجود

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (15 صفحه - از 255 تا 269)

کلیدواژه ها :

اصالت وجود ،بداهت وجود ،<P>خیام ،حکمت مشاء ،تشکیک ،وجود عینی ،وجود ذهنی</P>

کلید واژه های ماشینی : خیام، ماهیت، ذات، اصالت ماهیت، ذهنی، اعتباری، شی‌ء، انسان، انسانیت، فلسفه

&lt;P&gt;حکیم عمر خیام با آن‌که از فلاسفه مشاء به حساب می‌آید،در چند رسالهء فلسفی‌ خود به دفاع از نظریهء اصالت ماهیت پرداخته و وجود را امری اعتباری و ذهنی می‌داند. وی برای اثبات نظر خود از سه دلیل بهره برده و به شش اشکال پاسخ داده است.وی‌ اتصاف ماهیات به وصف وجود را به واسطهء تعلق جعل به ماهیات می‌داند.بنابراین تعقل‌ ماهیات و وجود ذهنی آنها نیازی به وجود ندارد.مفهوم وجود به نظر وی از اوصاف عامه‌ است و روشنترین مفهومی است که آن را می‌شناسیم و به همین دلیل موضوع علم فلسفه‌ قرار گرفته است.مفهوم وجود یک معنای مشکک میان وجود عینی،ذهنی،رابطی و رابط است.&lt;/P&gt;

خلاصه ماشینی:

"اعتباری بودن وجود این مسأله که آیا وجود یک امر اصیل است و در مقابل آن،ماهیت شی‌ء یک امر اعتباری‌ است یا برعکس،ماهیت اشیاء اصیل است و در خارج منشأ آثار است و وجود امری‌ اعتباری است؟مسأله‌ای نیست که در میان فیلسوفان زمان شیخ الرئیس یا خیام به‌ صورت منقح و روشن مطرح بوده باشد،بلکه آنچه در آن هنگام مورد بحث و بررسی‌ واقع شده این است که همه می‌دانیم یک واقعیتی در خارج وجود دارد و این واقعیت‌ (موجود)دارای ذاتی است که آن را متصف به وجود می‌کنیم(مثلا می‌گوئیم:زید موجود است)اکنون آیا وجود زید چیزی غیراز ذات زید است که هر دو در خارج‌ (اعیان)تحقق پیدا کرده‌اند و به یکدیگر ضمیمه شده‌اند و زید واقعی را تشکیل داده‌اند و به واسطهء انضمام آنها زید را متصف به وجود می‌کنیم؟چناچه در جمله«زید سفید است»می‌گوییم:زید یک ذاتی دارد که جوهر است و سفیدی ذاتی است که عرض است‌ و این دو وجود جداگانه(اگرچه یکی عارض بر دیگری)به یکدیگر ضمیمه شده‌اند به‌ این صورت که سفیدی قائم و ضمیمه به زید شده است و ما با توجه به انضمام این دو وجود،می‌گوییم:زید سفید است. مراد از وجود آن‌ چیزی است که مورد بحث است که آیا در اعیان زاید بر ذات موجودات است یا خیر؟ مستشکل در نظر دارد نتیجه بگیرد که اگر لفظ موجود دلالت بر معنای وجود نمی‌کند (بلکه موجود فقط بر اشیاء متحقق در اعیان،غیراز وجود،دلالت می‌کند)در این‌ صورت قاعدهء کلیه‌ای که می‌گوید:«کل موجود موجود بوجود»شامل خود وجود نمی‌شود یعنی برای مثال،انسان برای آنکه موجود باشد،به وجود نیاز دارد و به واسطهء وجودی زائد بر ذات خود موجود می‌شود،ولی وجود انسان برای آنکه تحقق داشته باشد به وجود دیگری نیاز ندارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.