خلاصة:
مسئولیتهای مشترک مانند مربیگری، آموزش، نظارت بر یادگیرنده و مدیریت کلاس، همتایان را قادر میسازد تا از طریق تجربه آموزش همکارانه، تخصص حرفهای عملی یکدیگر را مشاهده، بازبینی، تأمل و از آن یاد بگیرند. مطالعه موردی اکتشافی حاضر تلاش کرده است تا تدریس همکارانه را به عنوان یک مدل آموزشی نوآورانه (به عنوان جایگزینی برای مدلهای آموزشی مبتنی بر انفرادی) در یک دوره انگلیسی تجاری عمومی در SAPco (یک تأمینکننده قطعات خودرو در ایران) مورد مطالعه قرار دهد. بدین منظور، پژوهشگر عمدتاً سعی کرده است تا بر ادراک دو معلم متخصص انگلیسی تجاری در رابطه با تجربه خود از تدریس همکارانه برای دورههای انگلیسی تجاری تمرکز کند و با مشاهده تأملات آنها قبل و بعد از دوره، بر تأثیرات احتمالی این نوع آموزش بر دانش پداگوژیک آنها به عنوان معلم زبان تمرکز نماید. در نتیجه، همانطور که در تأملات کلی همکاران شرکتکننده نشان داده شده است، اعتقاد بر این است که آموزش همکارانه نسبت به آنچه در نتیجه اقدامات سنتیِ انفرادی رخ میدهد، منجر به انتقالپذیری و توسعه کارآمدتر دانش پداگوژیک معلمان میشود. علاوه بر این، این نوع آموزش میتواند جایگزینی مقرونبهصرفه و صرفهجویی در زمان برای دورههای سنتی OJT (آموزش حین کار) برای مقامات توسعه معلم و طراحان برنامه درسی باشد که نگران ارتقای توسعه حرفهای معلمان خود هستند و مایل به ترویج آن میباشند.
ملخص الجهاز:
منتورینگ مستلزم آن است که منتورها (راهنماها) استادِ برخی عملکردهای استاندارد خاص باشند، از جمله تواناییهایی مانند: مشاهده تحلیلی دروس آشکارسازی دانش حرفهای خود، ارائه بازخورد مناسب و مفید در مورد تدریس توجه و بهرهگیری از فرصتهای یادگیری تعیین اهداف مناسب برای توسعه مِنتی (آموزشگیرنده) ارزیابی و تحلیل نقاط قوت و ضعف یک معلم (Malderez & Bodَczky, 1999; Fletcher,2000) پورتفولیوهای آموزشی (کارنامههای آموزشی) پورتفولیوی آموزشی میتواند برای رشد حرفهای معلمان از نظر برنامهریزی و آمادهسازی دوره، ارائه تدریس واقعی، فرآیند ارزیابی و ارائه بازخورد، و بهروز بودن در این حوزه مفید باشد (Seldin, 1993).
روش تحقیق مطالعه موردی اکتشافی حاضر برای بررسی ادراکات دو مدرس انگلیسی تجاری عمومی در مورد آموزش همکارانه به طور کلی و تاثیر خاص این مدل آموزشی نوآورانه بر دانش پداگوژیکی آنها انجام شده است.
نتایج با توجه به یافته های مطالعه موردی حاضر، به عنوان پاسخی به اولین سوال تحقیق، هر دو همکار شرکت کننده عمدتا از نظر پداگوژیکی نگران سرعت کلاس، انضباط در کلاس درس، بهکارگیری آزادانه خلاقیت آموزشی در کلاس درس، اعتماد به نفس مدرس، فرصت های مشارکت برابر و عادلانه برای مدرسان، مدیریت موفق کلاس و اجرای مناسب طرح درس بودند.
به عبارت دیگر، زمانی که در ابتدا از شرکت کنندگان این مطالعه موردی خواسته شد تا در چنین برنام ای شرکت کنند، آنها نگرانی های خود را در مورد مناسب بودن مدیریت زمان و تاثیر آن بر سرعت کلاس، تضادهای اخلاقی هر دو همکار (به ویژه از آنجایی که مسائل اخلاقی در معرض انعطاف ناپذیری و مقاومت هستند)، عدم تعادل احتمالی بین فرصت زمان صحبت کردن معلم و در نهایت احتمال استفاده از طرح های درس سازمان دهی نشده و عدم آمادگی احتمالی ناشی از آن در همکاران شرکت کننده در طول آموزش همکارانه بیان کردند.