Skip to main content
فهرست مقالات

برخی از لغت های فارسی در عربی

نویسنده:

(4 صفحه - از 498 تا 501)

کلید واژه های ماشینی : سمند ، زرده ، اسب ، زردی ، برهان ، سمند اسب زرده ، تتماج ، مسحی ، تسبیح ، مرقع

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) محمد پروین گنابادی برخی از لغت‌های‌ فارسی در عربی لغتهایی که از فارسی در عربی راه یافته و جوهری در صحاح بدانها تصریح می‌کند از چند نظر مورد عنایت می‌باشد: نخست از لحاظ تاریخ خود کلمهء فارسی و این نظر دربارهء همهء کلمه‌ هایی که نگارنده در این مقاله گرد آورده‌ام مصداق پیدا می‌کند دیگر آنکه‌ برخی از آنها از لحاظ محلی بودن آنها حائز اهمیت است که در این‌باره‌ نیز نگارنده یادداشتهای جداگانه‌ای درباره«جنبهء تاریخی برخی از لغت‌ های محلی»فراهم آورده‌ام و اما نظر سوم این است که دسته‌ای از آنها نام‌ بازیهای محلی می‌باشند و در این‌باره هم نگارنده یادداشتهای بسیاری گرد آورده‌ام اما در این مقاله تنها جنبهء تاریخی آنها را در نظر می‌گیریم: طبنة(بضم ط و فتح ن)بازی است که به فارسی آ را(سدره) (به کسر س و فتح دو ر)نامند،در حاشیه«به معنی سه دره» (صحاح ج 6 ص 2157)در منتهی الارب در ذیل طبس(به ضم ط و فتح ب)1آمده است: بازی است مرعربان را که به فاری سدره نامند و آن خطوطها است. صاحب برهان در ذیل لاخشه می‌نویسد:به معنی الخشته(بکسر خ و فتح ت)نوعی از آش آرد باشد گویند آش تتماج است."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)