Skip to main content
فهرست مقالات

تسلط غلامان و قبایل زردپوست و آثار اجتماعی آن در ایران (از میانه قرن پنجم تا آغاز قرن هفتم هجری)

نویسنده:

ISC (59 صفحه - از 23 تا 81)

کلید واژه های ماشینی : غلامان ، ترکان ، ماوراء النهر ، خوارزم ، تسلط غلامان و قبایل زردپوست ، ایران ، سلطان ، تسلط غلامان و قبایل زرد ، خراسان ، اسلام

خلاصه ماشینی:

اکمک:نان (2)-لباب الالباب ج 2 ص 297 (3)-گردن:رئیس قوم این یکی گه زین دین و کفر را زاو رنگ و بوی‌ وآندگر گه فخر ملک و ملک را زو ننگ و عار این یکی کافی و لیکن فاش را از اعتقاد و آندگر شافی و لیکن فاش کاف از اضطرار زین یکی ناصر عباد الله خلقی ترت و مرت‌ وز دگر حافظ بلاد الله جهانی تار و مار پاسبانان توا اند این سگ پرستان همچو سگ‌ هست مرداران ایشان هم بدیشان واگذار اندرین زندان بر این دندان زنان سگ صفت‌ روز کی چند ای ستمکش صبر کن دندان فشار تا ببینی روی آنمردم کشان چون زعفران‌ تا ببینی روی آن محنت کشان چون گل انار گرچه آدم صورتان سگ صفت مستولیند هم کنون بینند کاز میدان دل عیار وار جوهر آدم برون تازد برآرد ناگهان‌ از سگان آدمی کیمخت خر مردم دمار گر مخالف خواهی ای مهدی درآ از آسمان‌ ور موافق خواهی ای دجال یک ره سر برآر یک طپانچهء مرگ وزین مردار خواران یک جهان‌ یک صدای صور و زین فرعون طبعان صد هزار باش تا از صدمت صور سرا فیلی شود صورت خوبت نهان و سیرت زشت آشکار تا ببینی موری آن خس را که میدانی امیر تا ببینی گرگی آن سگ را که میخوانی عیار باش تا برباد بینی خان رای و رای خان‌ باش تا در خاک بینی شر شور و شور شار و باز همین شاعر استاد از آشفتگی اوضاع خراسان در دورهء تسلط ترکمانان با اشاره بعدل‌ و داد پادشاه غزنین سخن گفته است: قدر شه غزنین که شناسد بحقیقت‌ آنرا که باحوال خراسان خبری نیست و پیش ازو نیز ناصر خسرو شاعر بزرگ اسمعیلی مذهب علت بدبختی‌های‌ خراسانیان را در دولت ترکمانان و سبب گرفتاری آنانرا بر دست«ینال»و«تکین» آن دانسته است که بحبل دین متمسک نشدند و ازینروی چون قوم عاد ببلان آسمانی‌ ترکان گرفتار آمدند: خراسانیان گر نجستند دین‌ بتر ز این‌که خودشان گرفتی مگیر به پیش ینال و تکین چون رهی‌ دوانند یکسر غنی و فقیر چو عادند و ترکان چو باد عقیم‌ بدین باد گشتند ریگ هبیر1 لیکن این شاعر پاک اعتقاد با اینهمه مصائبی که بر خراسانیان و ایرانیان روی‌ آورده از عاقبت کار نومید نبود و همزمانان خود را بدینگونه تسلی میداد و میگفت: هرچند مهار خلق بگرفتند امروز تکین و ایلک و بیغو نومید مشو ز رحمت یزدان‌ سبحانک لا اله الا هو هنگامیکه غلامان بی‌شمار سنجر و امرای پرطمطراق او که با القاب گوناگون‌ خود بر مردم بی‌سامان خراسان و ماوراء النهر آنهمه جور و اعتساف روا میداشتند،در جنگ غز بدان رسوایی شکست یافتند،شاعری بنام حکیم کوشککی قائنی این ابیات را دربارهء آنان سرود2: ایا شمشیر زن ترکان پر دل‌ بنسبت از فی و تاتار و کوشان (1)-هبیر:ریگستان هموار که گردا گردش بلند بود.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)