Skip to main content
فهرست مقالات

ترابط دین و اخلاق از دیدگاه استاد مصباح

نویسنده:

(19 صفحه - از 22 تا 40)

کلید واژه های ماشینی : اخلاق ، دین ، دین و اخلاق ، ـــ ، ترابط دین و اخلاق ، فلسفه اخلاق ، علم اخلاق ، انسان ، احکام ، ارزش‌های اخلاقی

اخلاق در لغت عرب، جمع خلق و به معنای سرشت و سجیه، اعم از سرشت نیکو و پسندیده (مانند جوانمردی) یا سرشت ناپسند و زشت (مانند فرومایگی) است. بنابراین، خلق به ضم «خ» به زیبایی یا زشتی باطنی و خلق به فتح «خ» به زشتی یا زیبایی آفرینش ظاهری اطلاق می شود. واژه اخلاق در اصطلاح عالمان کاربردهای گوناگون دارد از آن جمله: ـــ صفات پایدار و راسخ در نفس آدمی که موجب صدور افعال معینی، بدون تفکر و تأمل می گردد. به تعبیر «علامه مجلسی»: «اخلاق، ملکه ای نفسانی است که به آسانی افعال از آن صادر می شود.» البته اخلاق بر صفات نفسانی خوب و بد ـــ خواه به صورت پایدار و یا ناپایدار ـــ نیز اطلاق می شود

خلاصه ماشینی:

"[13] سادگی تعابیر انشایی، یکی دیگر از علل استفاده از مفاهیم اخلاقی به‌جای بیان تفصیلی روابط افعال و نتایج آن‌ها است؛ به‌همین جهت به‌جای این‌که بگویند: «راست‌گویی موجب اعتماد اجتماعی و سلامت روابط گروهی و خشنودی خداوند است و دروغ‌گویی، اسباب سستی و ناسالمی روابط اجتماعی و خشم خداوند را فراهم می‌کند» در یک عبارت کوتاه و ساده گفته می‌شود: «باید راست گفت» یا «نباید دروغ گفت»[14] حق مطلب آن است که میان افعال اختیاری انسان و کمال مطلوب او، یک نوع رابطة حقیقی از نوع روابط علی و معلولی برقرار است و ما با احکام اخلاقی، آن رابطة عینی و خارجی را توصیف می‌کنیم. حاصل کلام آن‌که مفهوم باید و نباید با دو کاربرد اخباری و انشایی به معنای ضرورت بالقیاس و بیان‌گر رابطة واقعی افعال اختیاری انسان با هدف مطلوب اخلاقی می‌باشد؛ پس نظریات غیر توصیفی مانند: امرگرایی «Imperativism »، انشا‌گرایی، احساس‌گرایی «Emotivism»، توصیه‌گرایی «prescriptivism » و نظریة اعتباریات، معیاری خردپسند برای ارزیابی احکام اخلاقی ارائه نمی‌دهند و بر این اساس، راهی برای بررسی صدق و کذب گزاره‌های اخلاقی باقی نمی‌ماند؛ بلکه[17] احکام اخلاقی، توصیفی و حکایت‌گر از واقع و صدق و کذب بردارند و بیانگر رابطة فعل اختیاری و نتیجه هستند؛ گرچه به‌صورت انشایی بیان گردند. نکتة مهم این است که بر اساس تحلیلی که ما از مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی داریم؛ یعنی آن‌ها را حاکی از روابط واقعی میان افعال اختیاری انسان و کمال نهایی آدمی می‌دانیم، اخلاق بر دین توقفی ندارد؛ یعنی هر کس می‌تواند بدون پایبندی به اعتقادات یا دستورات دینی، این نظریه را بپذیرد؛ ولی شناخت کمال نهایی انسان و کشف رابطة میان افعال اختیاری با کمال نهایی به شدت به دین نیازمند است، پس اخلاق نیز به اصول و اعتقادات دینی و محتوای نبوت روحی نیاز دارد؛ زیرا هر شخصی ممکن است از کمال نهایی انسان تحلیلی ارائه نماید."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.