چکیده:
یکی از مسائل اصلی در اقتصاد کلان تجربی، تعیین زمان و میزان عدم تعادل نرخ ارز است. این مقاله مفهوم نرخ ارز تعادلی واقعی را روشن و با استفاده از یک مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (VAR) محاسبه میکند. با اعمال محدودیتهای بلندمدت بر روی یک مدل VAR برای ایران، چهار شوک ساختاری شناسایی میشوند: تقاضای اسمی، تقاضای واقعی، عرضه و شوک قیمت نفت. شوکهای شناساییشده و پاسخهای تکانشی آنها با یک مدل اقتصاد باز از نوسانات اقتصادی سازگار است و نقش نرخ ارز را در مکانیسم انتقال یک کشور صادرکننده نفت برجسته میکند. شوکهای اسمی و مالی به نظر میرسد تأثیر مهمی بر تولید و نرخ ارز واقعی، حتی در کوتاهمدت داشته باشند.
خلاصه ماشینی:
برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه که با تفاوتهای تورم بزرگ بین تورم داخلی و خارجی مواجه هستند، فرضیه PPP بنابراین به ویژه مفید ثابت شده است، زیرا میتوان از آن برای پیشبینی هرگونه افزایش و کاهش ارزش پول آنها استفاده کرد.
برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه که با تفاوتهای تورم بزرگ بین تورم داخلی و خارجی مواجه هستند، فرضیه PPP بنابراین به ویژه مفید ثابت شده است، زیرا میتوان از آن برای پیشبینی هرگونه افزایش و کاهش ارزش پول آنها استفاده کرد.
به طور کلی، فرضیه PPP احتمال بیشتری دارد که برای مطالعاتی که شرایط زیر را برآورده کردهاند، تأیید شود: زمانی که دامنه دادهها به اندازه کافی طولانی باشد تا یک رابطه تعادل آماری را ثبت کند، معمولاً 70 سال یا بیشتر؛ زمانی که مشخصه سهمتغیره، شامل قیمتهای داخلی و خارجی و نرخ ارز، بدون هیچ محدودیتی (تقارن و تناسب) استفاده میشود؛ زمانی که از نرخ ارز دوجانبه غیر از دلار آمریکا استفاده شود؛ و زمانی که کشورهایی که مورد مطالعه قرار گرفتهاند دورههای سریع تورم یا کاهش تورم را تجربه کرده باشند (Breuer، 1994).
مدل VAR به ویژه مفید است، زیرا میتوان از آن برای تجزیه تغییرات در نرخ ارز واقعی به اجزایی که به شوکهای اقتصادی مختلف (تکانهها) نسبت داده میشوند، استفاده کرد.
بنابراین، نقطه شروع طبیعی برای تجزیه و تحلیل رابطه بین نرخ ارز در ایران و عوامل اساسی آن، مفهوم شناخته شده PPP است که معمولاً به عنوان پیشبینی در نظر گرفته میشود که نرخ ارز واقعی باید ثابت باشد و در بلندمدت حول میانگین نوسان کند.