چکیده:
انگیزه اقتصادی یادگیری، احساسات زبانآموزان عربی را تحریک کرده و آنها را به ادامه تحصیل دانشگاهی تشویق میکند؛ زیرا زبان، مانند پول، رکن اصلی فعالیتهای اقتصادی مدرن است، بهویژه مهارت مکالمه زبانی که به عنصری مهم برای ارتباطاتی تبدیل شده که فعالیت اقتصادی بر پایه آن بنا میشود. یادگیری تنها با انطباق بین عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی و انگیزههای دانشجویان محقق میشود. از این رو، هدف این مطالعه تعیین انگیزههای اقتصادی دانشجویان ایرانی برای یادگیری مهارت مکالمه عربی در مقطع کارشناسی و رابطه دروس و مواد درسی با آن است که با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر روش میدانی انجام شده است. برای جمعآوری دادهها و اطلاعات از دانشجویان از ابزار پرسشنامه الکترونیکی استفاده شد و پس از قرار دادن آن در اپلیکیشن Porsline، لینک آن بین دانشجویان توزیع گردید. برای نمونه آماری، ۱۱۰ دانشجو و دانشآموز به صورت تصادفی از دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی در کلاسهای مختلف مقطع کارشناسی در دانشگاههای دولتی تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۰/۱۴۰۱ انتخاب شدند. همچنین دادهها در بسته آماری علوم اجتماعی (SPSS) پردازش شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که اکثر دانشجویان زبان عربی را با اهداف اقتصادی و برای یافتن شغل جهت تأمین آینده خود میآموزند، اما دروس و مواد درسی مورد استفاده برای آموزش مهارت مکالمه عربی بر اساس اهداف فرهنگی، سیاسی و مذهبی تدوین شدهاند و به محورهای اقتصادی در آنها توجه کمی شده است؛ همین امر باعث شده دانشجویان در رسیدن به اهداف اقتصادی و یادگیری مهارت مکالمه موفق نباشند. در نتیجه، نتایج نشان داد که میزان تأثیر دروس و مواد درسی بر افزایش انگیزههای دانشجویان برای یادگیری زبان عربی بسیار کم است.
خلاصه ماشینی:
از این رو، این پژوهش با هدف تعیین انگیزههای اقتصادی دانشجویان ایرانی برای یادگیری مهارت مکالمه عربی در مقطع کارشناسی و رابطه واحدهای درسی و مواد آموزشی با آن، با استفاده از روش توصیفی - استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران (نویسنده مسئول)، f_mirzaei@modares.
همچنین دادهها در بسته آماری علوم اجتماعی (spss) پردازش شدند و پژوهش به این نتیجه رسید که بیشتر دانشجویان زبان عربی را با اهداف اقتصادی و برای یافتن شغل جهت تأمین آینده خود میآموزند، اما واحدهای درسی و مواد آموزشی که برای آموزش درس مکالمه عربی استفاده میشوند، بر اساس اهداف فرهنگی، سیاسی و مذهبی تدوین شدهاند و به ندرت به محورهای اقتصادی توجه شده است؛ همین امر باعث شده است که دانشجویان در رسیدن به اهداف اقتصادی خود و در یادگیری مهارت مکالمه ناموفق باشند.
این مقاله با هدف شناسایی انگیزههای اقتصادی دانشجویان در رشته زبان و ادبیات عربی در دانشگاههای دولتی تهران و تعیین میزان رابطه این انگیزهها با واحدهای درسی و مواد آموزشی درس مکالمه عربی، بر اساس روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر روش پیمایشی میدانی انجام شده است.
مطالعه ما با مطالعات پیشین متمایز است، زیرا به بررسی رابطه همبستگی بین واحدهای درسی و دروس آنها با انگیزههای یادگیری زبان عربی، بهویژه در حوزه مهارت مکالمه زبان عربی در ایران میپردازد؛ این مطالعه نخستین پژوهش از نوع خود است که تلاش میکند انگیزههای اقتصادی دانشجویان و اهمیت واحدهای درسی را برای توسعه آنها مطابق با انگیزههایشان تعیین کند، همچنین تلاش میکند تا نقاط ضعف برنامهها و مواد درسی را جهت اصلاح آنها بر اساس انگیزههای دانشجویان برای آموزش بهتر مهارت مکالمه در دانشگاههای ایران ارائه دهد.