خلاصه ماشینی:
و پس از این نکات، میتوانیم عناصر دیگری را برشمریم اما به آنچه ذکر شد بسنده میکنیم تا به طور خلاصه بگوییم که اجتهاد - در واقع - یعنی: - باقی نگه داشتن روح فعال و پویای اسلامی که همگام با تحولات است و توانایی جاودانگی را فراهم میکند، و نفی جمود طولانی مدت، و تعمیق بهرهبرداری بیشتر از آموزههای اسلام، و تضمین نزدیکترین دسترسی به واقعیت آن، و ارائه کارآمدترین راه حلها برای زندگی انسانی، و پاسخهای استوار به پرسشهای نوظهور و متجدد، و بستن راه بر مزاحمان در فرآیند اظهار نظر در احکام، از کسانی که بلندگوهای تبلیغاتی و کرسیهای قدرت را در اختیار گرفته و در اینجا و آنجا بدون داشتن هیچ تخصص و صلاحیت در این زمینه فتوا میدهند4، و ایجاد گذرگاهی مسئولیتپذیر و مسلط بر هر آنچه که میخواهد از تصورات و احکام به اسلام وارد شود، یا به جامعه اسلامی به عنوان یک نظام تطبیقی، یا به رفتار فردی مانند اخلاق و امثال آن، و ایجاد یک حوزه تقریبی منطقی میان مسالک متنوع و مذاهب و رویکردهای متفاوت، و تضمین وجود گروهی پیشرو که دغدغه اصلیشان حفظ اسلام اصیل از بازیچه منافقان باشد.
اجتهاد و خطر ذاتیت: و استاد ما مرحوم شهید صدر، بحثی عالی در این زمینه دارند که در مقدمه جلد دوم کتاب ارزشمند ایشان (اقتصادنا) آمده است؛ ایشان در پی کشف مذهب اقتصادی اسلامی از طریق ساختارهای زیربنایی آن هستند، که همان احکام و پایههایی است که بستر اجتماعی آن را تشکیل میدهند و آن شامل عقیده، مفاهیم و عواطف است، و خلاصه بحث ایشان این است که: اجتهاد یعنی نفوذ برخی مواقف شخصی و ذهنی گاه به نتیجه؛ و این خطر زمانی شدت یافته و وخیمتر میشود که میان شخصِ انجامدهنده و متنهایی که او با آنها برخورد میکند، فاصلههای تاریخی و واقعی بزرگی وجود داشته باشد.