خلاصه ماشینی:
و در همان عصر، حکمت الهی چنین خواست که حدیث را نیز نصیب هند کند، پس برخی از دانشمندان حدیث به آنجا آمدند، مانند محمد بن ابی بکر معروف به ابن الدمامینی (وفات 827 هـ/1424 م)5، و شیخ رفیع الدین محدث شیرازی (1) در منتخب التواریخ 1/323--324: «و از جمله علماء کبار در زمان سلطان سکندر شیخ عبدالله طلبنی در دهلی و شیخ عزیزالله طلبنی در سنبهل بودند و این هردو عزیز هنگام خرابی ملتان به هندوستان آمده علم معقول را در آن دیار رواج دادند و قبل از این بغیر از شرح شمسیة و شرح صحائف از علم منطق و کلام در هند نبود» نگاه کنید همچنین به مآثر الکرام 191-192 (2) آئین اکبری 3/203؛ النزهة 4/12-13 (3) ترجمه او در النزهة 4/13 آمده است (4) مآثر الکرام 236-238 (5) ترجمه او در الضوء اللامع 7/184-187 (وفات 954 هـ/1547 م) که منطق و حکمت را از محقق درانی، و حدیث را از شیخ شمس الدین محمد بن عبد الرحمن السخاوی مصری (وفات 902 هـ/ 1496 م) آموخته بود، و کسی که در روزگار سلطان سکندر لودهی به آکره در اقلیم شمالی آمد، و شیخ ضیاء الدین حسینی که صحیح بخاری و دیگر کتابهای حدیث را به مدت پنج سال و چهار ماه در کاکوری در اقلیم شمالی تدریس کرد1، و در آنجا دفن شد، و سید میر مرتضی الشریفی شیرازی (وفات 972 هـ/1574 م) یکی از شاگردان ابن حجر مکی (وفات 974 هـ/1566 م)2، و محدث محمد سعید خراسانی مشهور به میر کلان (وفات 983 هـ)3 یکی از استادان شیخ علی القادری هروی (وفات 1014 هـ/1605 م)؛ پس حدیث در شهر آکره منتشر شد4، و اشتیاق دانشمندان هندی به حدیث فراهم گردید، تا جایی که گروهی از آنان به حرمین شریفین سفر کردند و آن را از دانشمندان آن دو سرزمین آموختند و سپس به هند بازگشته و آن را تا حد تحسین منتشر کردند5، چنان که سید محمد رشید رضا، بنیانگذار مجله «المنار»، با بیان سخن خود به خدمات آنان اعتراف کرده است: «و اگر عنایت برادرانمان دانشمندان هند به علوم حدیث در این عصر نبود، نابودی آن از شهرهای شرق حتمی میبود، چرا که علوم حدیث در مصر و شام و عراق و حجاز از قرن دهم هجری تضعیف شده بود»6.