چکیده:
اسلام در ذات خود دارای جنبههای سیاسی و اجتماعی است و به هیچ وجه یک دین صرفاً معنوی و فردگرایانه محسوب نمیشود. میراث سیاسی محمد (ص) هم در کتاب مقدس او و هم در ملت و جامعه سیاسی که او در طول ده سال هجرت خود برای مدینه فراهم کرد، ظاهر میشود. از این رو، امور سیاسی با تاریخ اسلام گره خورده است و نه تنها تحولات اجتماعی مسلمانان، بلکه بسیاری از انشعابات مذهبی نیز تحت تأثیر امور سیاسی قرار دارند. مقاله حاضر به بررسی نقش و کارکرد سیاست و امور سیاسی در جهان شیعه و در قرون نخستین اسلام و زمان حضور امامان معصوم و پاک شیعه میپردازد. نویسنده تلاش میکند تا با ارجاع به منابع روایی و تاریخی و تحلیل مناسب آنها، نقش سیاست را در ظهور تشیع و فرقهای شدن شیعیان مطالعه کند و با بازبینی امور سیاسی و سیاستگذاری امامان شیعه، شواهد نشان میدهد که این رفتارهای سیاسی را میتوان بر اساس رویکردها و استراتژیهای سیاسی خاصی طبقهبندی کرد. بررسی هویت شیعیان در آستانه آغاز غیبت و استراتژی سیاسی ترسیم شده توسط امامان برای شیعیان در عصر غیبت نیز تمرکز این مقاله است.
خلاصه ماشینی:
مسئله اصلی این مقاله، مطالعه نقش و جایگاه سیاستمداری در ظهور تشیع و شکل گیری مذاهب مختلف شیعی و ترسیم هویت مذهبی و اجتماعی جامعه شیعه توسط امامان معصوم است.
متونی مانند حدیث غدیر خم، حدیث ثقلین، حدیث فضیلت که بر اساس آنها اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) به عنوان مرجع تمام جنبههای علمی و عملی اسلام معرفی شده بودند؛ و شیعیان نخستین از منظری اعتقادی و مذهبی، نه با انگیزهها و تلاشهای سیاسی برای کسب قدرت مادی و جسمانی، به میدان آمده و در ادعای ایمان خود استوار ماندهاند، زیرا آن متون دینی همچنان در دسترس همه مسلمانان است.
شیعیان نخستین، به ویژه در مسئله امامت و خلافت و نیاز به پیروی از اهل بیت و خاندان پیامبر (ص)، با جریان حاکم بر جامعه اسلامی اختلاف نظر داشتند و ریشه این اختلاف، اعتقاد به ضرورت نص نبوی در امر ولایت و امامت جامعه اسلامی است؛ بنابراین، موضع سیاسی شیعه در مورد خلافت و رهبری سیاسی جامعه اسلامی که برای قرنها تداوم داشته است، به معنای نبود ریشه اعتقادی برای ظهور تشیع نیست و نمیتوان تفسیری صرفاً سیاسی از آن ارائه داد.
قیام امام حسین (AS) علیه حکومت اموی یزید و شهادت ایشان و یارانشان در کربلا، به دلیل نقض پیمان کوفی و نبود کمک و حمایت از ایشان، نقطه عطفی در تاریخ شیعه است و وضعیت اجتماعی و سیاسی را به گونه ای تغییر داد که امامان پس از او، به دلیل متحدانشان و در دسترس بودن فرصت ها، هرگز زمینه ای برای اقدام نظامی و مخالفت مسلحانه با خلفای غیرقانونی اموی و عباسی نیافتند و مخالفت سیاسی و اعتراض آنها در مواجهه با حکومت های مختلف، شکل پنهان تری به خود گرفت.