Skip to main content
فهرست مقالات

عشق درس خواندن

نویسنده:

(4 صفحه - از 46 تا 49)

کلید واژه های ماشینی : جمال، ننه، حیاط، ترکه، نزار، کوچه، آمد طرفم، کل رمضان، درس خواندن، پولش، صدای قدم‌های محکم داداش جمال، خون دماغم قوت پاهایم، عین، کل رمضان جمال، داوود رو هم داوود، آقا جمال، بی‌بی توروخدا درو باز، دست‌های پینه‌بسته ننه، کل رمضان نگاهی به ترکه‌اش، هوای ننه، ننه بلند، بی‌بی تورو جون رحمان بازش، جمال دست‌پاچه ترکه، بی‌بی بتول، بی‌بی جون بلند، کتاب، بی‌بی برگشت و جمال، نزار جمال، بی‌بی خون، ترس عین

خلاصه ماشینی: "آن‌قدر ترسیده بودم که یادم رفته بود خانه بی‌بی بتول توی همان کوچه است. در حیاط را که باز کرد جمال عین سیل بی امان آمد توی حیاط. یکی نیست بهش بگه آخه مگه جمال چند کلاس درس خوند که تو می‌خوای بری توی شهر بخونی. بی‌بی خم شد و زل زد توی چشم‌هایم و گفت:بی‌بی جون بلند شو برو خونتون تا فردا پس فردا جمال نگه بتول فضولی کرد. داشت می‌آمد طرفم که کل رمضان جمال را گرفت و به زور نشاندش روی صندلی. مسافر نزدیک صندلی ما مردد ایستاد و انگشت تفکر به دندان گرفت و یک‌هو عین برق‌زده‌ها گفت:جمال پناه زاده‌خویی؟پسر تو کجا؟این جا کجا؟جمال خیلی جدی نگاهی به مرد انداخت و خیره شد. کل رمضان بی‌خیال همه چیز، ماشین رو روشن کرد و راه افتادیم، اما جمال انگار حواسش فقط به احمد بود که یک ریز حرف می‌زد: -تو رو که می‌بینم یاد آقام می‌افتم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.