Skip to main content
فهرست مقالات

سگ قهوه ای

نویسنده:

(7 صفحه - از 96 تا 102)

کلید واژه های ماشینی : سیاووش، قهوه‌ای، چادر، سگ‌های ولگرد، دیه، درون چادر، آدم، شهر، مه دیه سگ، مرد، سیاووش به درون چادر، جعفر درباره‌ی سگ‌های ولگرد، جعفر از سگ‌های ولگرد، کار، دور، فکر، سیاووش سرش، جعفر از چادر دور، انسان، آرامش خیال به درون چادر، تانکر آب، سیاووش نگاه، زندگی، لحظه‌ای بعد جعفر، غذای سیاووش، سیاووش و سگ، سیاووش حرفش، مه اگه‌چه زمانی، سگ لعنتی، جعفر برخلاف سیاووش

خلاصه ماشینی: "جعفر که به درون چادرآمد ساک را به گوشه‌ای گذاشت و سپس پایین‌تر از ایشان مقابلش نشست و سیگاری آتش زد و درحالی که‌ نرم‌نرم به آن پک می‌زد،از در باز چادر به بیرون می‌نگریست اما گاه‌گاهی دزدک گوشه نگاهی هم‌ به سیاووش می‌انداخت که شاید او چیزی بگوید و فضای سنگین از سکوت و کسالت‌آور را که در چادر حکم‌فرما بود،درهم بشکند. »1سگ قهوه‌ای از ضربه‌ای که به تنش خورده بود زوزه‌ای کشید و سپس به سمتی که سنگ‌ انداخته شده بود،با خشم خیره شد و برای لحظه‌ای حالت حمله به جانب جعفر به جودش گرفتاما چندی بعد آرام شد انگاری چهره‌ی او را شناخته باشد فقط بنای پارس کردن گذاشت. آن‌ها را هوس‌ران، ناسپاس و هار نامید اما سیاووش هرچه خواست به مغز خود بقبولاند که درمورد قهوه‌ای هم ممکن‌ است اعتبار داشته باشد اما پذیرفتنش در قلب و ذهن او ناشدنی بود آن‌قدر که انگاری اگر می‌پذیرفت در ایمانش خللی به وجود می‌آمد او دیگر به مقدسات یک جاندار هم‌چون انسان که در این کره‌ی خاکی‌ حق احترام و زیستن دارد اهانت می‌کرد. با رفتن سیاووش،جعفر با چهره‌ی متزلزل و گرفته ته‌مانده سیگارش را کشید و آن رادر جاسیگاری فروبرد و مانند کسی که از دروغی که به سیاووش درمورد خود و داستان‌هایی‌ که از سگ‌های ولگرد بافته بود اینک احساس گناه و شرم کرده باسد تصمیم گرفت نزد سیاووش برود و حقیقت را به او بگوید شاید به این شیوه به آرامش برسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.