Skip to main content
فهرست مقالات

باید که سبزه بروید و نوباوگان بمیرند

نویسنده:

مترجم:

(12 صفحه - از 245 تا 256)

کلید واژه های ماشینی : مرگ، مادر، حس، شک، فکر، کتاب، اثرم، زمان، حقیقت، نظرم نمی‌آمد توان

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) باید براساس چشمانی که این چهره را می‌بیند،براساس جهت تماشای خطوط چهره،و در مورد چشمان واحدی،براساس امید یا بیم یا برعکس عشق و عادتی که به مدت سی‌ سال تغییرات سن را پنهان نگه می‌دارد،باید روی چهرهء واحدی گذاشت؛اگر نکوشم‌ برخی کسان را نه از بیرون بلکه از درون خویش نشان دهم(که از همان رابطه‌ام با آلبرتین‌ می‌شد دریابم که در غیر این صورت همه چیز ساختگی و دروغین است)،از درون‌ خویشتن،که کوچک‌ترین حرکاتشان می‌تواند آنجا آشوب‌هایی مرگ‌آور به دنبال آورد و نیز روشنایی آسمان روحی را به تناسب تفاوت فشار حساسیت‌مان تغییر دهد،یا وقتی که‌ آرامش یقین‌مان برهم می‌خورد شیئی که در این جو یقین بسیار کوچک بوده یکباره زیر ابر خطر چندین برابر شود؛اگر نتوانم این تغییرات و بسیاری تغییرات دیگر را در شرح‌ عالمی اعمال کنم که باید بطور کامل از نو طراحی شود(تغییراتی که ضرورتشان،اگر هدف ترسیم حقیقت باشد،در طول این کتاب نمایانده شد)،اگر نتوانم این همه را اعمال‌ کنم،دست کم غافل نخواهم ماند از این‌که انسان را به صورت موجودی نه با درازای‌ قامتش که با طول سال‌هایش ترسیم کنم،سال‌هایی که با هر جابه‌جایی‌اش باید آنها را هم‌ به دنبال خویش بکشد و این وظیفهء هرچه شاق‌تر سرانجام او را از پا درآورد. آنگاه،با فکر کردن به همهء رویدادهایی که الزاما میان لحظهء شنیدن آن صداها و زمان مهمانی عصرانهء گرمانت‌ها قرار می‌گرفت،وحشت کردم از این اندیشه که درست همین زنگونه بود که هنوز در درونم‌ صدا می‌کرد،بی‌آن‌که بتوانم در جیغ‌وویغ صدایش هیچ تغییری بدهم،چون از آنجا که‌ دیگر خوب به یاد نمی‌آوردم که این صداها چگونه فرومی‌نشست،برای این‌که دوباره آن‌ زنگوله را بشناسم و صدایش را بشنوم ناگزیر کوشش کردم که صدای صورتک‌هایی را که‌ پیرامونم گفت‌وگو می‌کردند نشنوم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.