Skip to main content
فهرست مقالات

ترس و لرزهای روشنگران از دید روتاکنستان

نویسنده:

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : اضطراب، زن، ترس، مرگ، زندانی، ادولف، دلواپسی، دختر، عشق، جسم

خلاصه ماشینی:

"تصویر او بر تمام داستان سایه‌افکنده و حیات او توسط مادرش نادیده گرفته شده است چرا که این مادر سعی بر آن داشته تا کفارهء زناکاری خود را با یک جوان،که به یک عشق ناکام‌ منتهی شده،توسط به خدمت گماردن دخترش در صومعه ادا نماید. سوزان به تصویر کشیده شده توسط دید رو،در خلال حوادث واقعی که رویدادهای داستان‌ را روایت می‌کند به جوهرهء اصلی هستی خود دست می‌یابد. دختران جوان که در بستر مرگ مورد تجاوز بعضی از کشیشان‌ سست ایمان قرار گرفته و سپس ناگهان به زندگی برگشته‌اند یا از این قبیل مسائل که با دقت‌ و لذت خاصی روایت شده است. «غیرممکن بود که حال آدم بهبود پیدا کند چرا که روح انسان در چنین تابوت خوش ساخت و راحتی که در آن جای غذا و منفذ تنفسی نیز وجود داشت،تعبیه شده بود اما لئورنور که در آن محبوس بود به شدت احساس‌ ناراحتی می‌کرد. جسم و بدن البته درد و رنجی متحمل‌ نمی‌شد کاملا راحت دراز کشیده بودم،راحت‌ نفس می‌کشیدم اما نمی‌دانم چه احساس منفوری‌ باعث به وجود آمدن شرایط بسیار سختی شده بود. جسم و بدن البته درد و رنجی متحمل نمی‌شد کاملا راحت دراز کشیده‌ بودم،راحت نفس می‌کشیدم اما نمی‌دانم چه احساس منفوری باعث به وجود آمدن شرایط بسیار سختی شده بود. این زوج جوان همدیگر را یافته و در این زمان دگریو دچار اضطراب می‌شود: «وقتی او آمد من به خود لرزیدم،درست مانند اینکه در یک شب تاریک در دشتی دورافتاده‌ باشی،انسان احساس می‌کند به دنیایی جدید پانهاده،یک غرور مرموز سراپای او را فرا می‌گیرد که قابل درک نیست مگر پس از اینکه مدت زمان زیادی خوب به اطراف بنگری."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.