Skip to main content
فهرست مقالات

درخت عقیم و بوی بهار

نویسنده:

(8 صفحه - از 48 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : خانم خردمند، پیرزن، پرورشگاه، عید خانم خردمند ابی، اسم، بچه‌های بچه‌هایشان شام شب عید، مادر، بوی بهار، نگاه، عید نوروز

خلاصه ماشینی:

"و شاید به‌ همین دلیل بود که خانم خردمند سال پیش‌ در چنین روزهایی،روزهایی که بچه‌های‌ پدر و مادردار خودشان را برای استقبال‌ از عید نوروز و گرفتن عیدی از دست افراد خانواده آماده می‌کردند«ابی»را برای گذراندن‌ روزهای تعطیل به خانه خودش برد-و تمام‌ روزهای اول بهار را با او گذرانده بود و این‌ کار خانم خردمند نه تنها در نظر خانم‌ عاملی مدیره پرورشگاه و دوست صمیمی او، یک کار انسانی به حساب آمده بود بلکه‌ دیگران را هم به شدت مجذوب ساخته بود. ولی خانم خردمند همه‌اش در باطن از کارهای ابی احساس نارضائی می‌کرد انگار پسرک کوچک اندام می‌خواست با این‌ کارها حق‌شناسی و رضامندی خود را به او نشان بدهد و ثابت کند وجودش زیاد هم‌ بی‌ثمر نیست. دو سه ماه به عید نوروز مانده‌ بود و هنوز هیچ کس در فکر تعطیلات عید نبود اما هربار که خانم خردمند به بهانه‌ دیدن خانم عاملی بی‌اراده به پرورشگاه‌ می‌رفت با لذت با ابی روبرو می‌شد و همه‌اش سعی می‌کرد تنهایی او را بشکند اما پسرک‌ همچنان سرد و بی‌تفاوت می‌نمود و تغییری‌ در رفتارش پیدا نمی‌شد. اما از روزی که خانم خردمند باز هم بی‌اختیار از خانم عاملی خواست که‌ اجازه بدهد ابی تعطیلات عید را در خانه‌ او و با او بگذراند حالت دیگری در قلب‌ پیرزن به وجود آمد،مخصوصا که خانم‌ عاملی هم از پیشنهاد او استقبال زیادی‌ کرده و گفته بود: -زنده باشی. ابی چشمان درشت قهوه‌ای‌ رنگش را به روی تصاویر کتاب دوخت‌ و پیرزن که گوئی در گذشته سفر می‌کرد ادامه‌ داد حتما فکر می‌کنی چون کتاب قدیمیه‌ زیا به درد نمی‌خوره-ولی نیگا کن این‌ مال برادر کوچیکم بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.