Skip to main content
فهرست مقالات

ریشه های گفتمان شناسی در ادب پارسی

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 49 تا 68)

کلیدواژه ها :

گفت و گو ،گفتمان شناسی ،اصل ادب ،اصل کیفیت ،اصل رابط ،اصل روش

کلید واژه های ماشینی : ادب، زبان، گفتمان‌شناسی، ادب فارسی، گفت‌وگو، سخن، شعر و ادب فارسی، وجهه، براون و لوینسون، گلستان

گفتمان شناسی شاخه ای نوپا بر درخت زبا ن شناسی جدید است که چند دهه بیشتر از آغاز پیدایش آن نمی گذرد. با این همه، گسترش آن، چنان پرشتاب بوده که امروزه تقریبا دیگر شاخه های زبان شناسی را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از مسائل شایان توجه در گفتمان شناسی اصولی است که زبان مندان در گفت وگو معمولا به آنها پای بند می باشند و جز با اهداف ویژه آنها را نقض نمی کنند. این اصول برای اولین بار توسط گرایس مطرح گردید و سپس توسط گفتمان شناسانی چون لیچ، براون و لوینسون بسط و گسترش یافت. این مقاله درصدد تشریح و تبیین اصول گفتمان شناسی جدید نیست، بلکه بر آن است که بر همگان آشکار کند که تقریبا همه آن اصولی که در گفتمان شناسی “نو” می نماید، ریشه در فرهنگ و ادب پربار فارسی دارد و بزرگان شعر و ادب فارسی در طول بیش از هزار سال به اشکال گوناگون آنها را مطرح ساخته اند. علاوه بر این، در این مقاله به مواردی اشاره شده که در شعر و ادب فارسی مطرح شده ولی هنوز نگارنده در مباحث زبان شناسی جدید به آن برخورد ننموده است.

خلاصه ماشینی:

"/} {Sیکی را که عادت بود راستی#خطائی رود در گذارند ازو#و گر نامور شد به قول دروغ#دگر راست باور ندارد ازوS}(گلستان:175)و فردوسی در این باب فرماید: {Sچنین گفت کان کو بود راستگوی#بر او راست باشد هم کار اویS}(فردوسی،1369:بزم دوم نوشیروان) و سعدی سخن درست و صواب را آن داند که همه وقت به همه کس بتوانگفت: {Sسخنی در نهان نباید گفت#که بر انجمن نشاید گفت#خامشی به که ضمیر دل خویش#با کسی گفتن و گفتن که مگویS}سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم زده نشوی(ص 160) و در جای دیگر فرماید: {Sضمیر دل خویش منمای زود#که هرگه که خواهی توانی نمود#چو مردم سخن گفت باید به هوش#وگرنه شدن چون بهایم خموش#به نطق است و عقل آدمیزاد فاش#چو طوطی سخنگوی نادان مباش#به نطق آدمی بهتر است از دواب#دواب از توبه‌گر نگوئی صوابS}(بوستان:328) و بالاخره سخن سنجیده را آن داند که به دنبال اندیشه آید: {Sسخن گفته دگر باز نیاید به دهن#اول اندیشه کند مرد که عاقل باشد#تا زمانی دگر اندیشه نباید کردن#که چرا گفتم و اندیشه باطل باشدS}(ص 931) و در جای دیگر: {Sنخست اندیشه کن آن‌گه گفتار#که نامحکم بود بی‌اصل دیوارS}(ص 965) و بالاخره: {Sندارد کسی با تو ناگفته کار#و لیکن چو گفتی دلیلش بیارS}(ص 329) وم،اصل ربط1 گرایس در این اصل تنها شعار زیر را مطرح کرده است: 5-سخن مربوط بگوئید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.