Skip to main content
فهرست مقالات

گفت و گو در شعر معاصر ایران

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 69 تا 88)

کلید واژه های ماشینی : گفت‌وگو ،مناظره ،شعر معاصر ایران ،مکالمه ،ادبی ،ادبیات ،گفتمان ،ایران ،گلدمن ،پروین اعتصامی ،پیام ،دزد ،محمد رضا شفیعی کدکنی ،شعر پروین اعتصامی ،اجتماعی ،اقتصادی ،پروین اعتصامی و محمد رضا ،زبان ،تهران ،گفت‌وگو در شعر معاصر ،جامعه ،قاضی ،انسان ،رضا شفیعی کدکنیدر شعر شفیعی ،ترجمه ،در شعر ،مرحله ،شعر محمد رضا شفیعی ،اعتصامی و محمد رضا شفیعی ،ادبیات ایران

خلاصه ماشینی:

"در قطعۀ"مست و هشیار"از زبان مست تمام نابسامانی‌های زندگی اجتماعی بهآفتاب افکنده می‌شود و در معرض دید و دیده قرار می‌گیرد؛از برخورد توهین‌آمیزمحتسب گرفته تا فساد قاضی و والی و از مظلومیت مسجد گرفته تا رشوه‌خواریحاکم شرع و بی‌خبری مردم و فقر و فاقه حاکم بر آنان: {Sمحتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت#مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست#گفت مستی زان سبب افتان و خیزان می‌روی#گفت جرم راه رفت نیست ره هموار نیست#گفت می‌باید ترا تا خانه قاضی برم#گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست#گفت نزدیک است والی را سرای آن‌جا شویم#گفت والی از کجا در خانۀ خمار نیست#گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب#گفت مسجد خوابگاه مردم بیکار نیست#گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان#گفت کار شرع کار درهم و دینار نیستS} {Sگفت از بهر غرامت جامه‌ات بیرون کنم#گفت پوسیده جز نقشی ز پود و تار نیست#گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه#گفت در سر عقل باید بی‌کلاهی عار نیست#گفت می‌بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی#گفت ای بیهوده‌گو حرف کم و بسیار نیست#گفت باید حد زند هشیار مردم مست را#گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیستS}(ص 241) در قطعۀ"دزد و قاضی"،"دزدی‌های قانونی"را پلیدتر از دزدی‌های معمول ومرسوم می‌داند،در این مناظره می‌خواهد این مطلب را بیان کند که گاهی بدترینجنایت‌ها و بیشترین دزدی‌ها در زیر لوای قانون صورت می‌پذیرد: {Sبرد دزدی را سوی قاضی عسس#خلق بسیاری روان از پیش و پس#گفت قاضی کاین خکار کاری چه بود؟#دزد گفت از مردم آزاری چه سود؟#گفت بدکردار را بدکیفر است#گفت بدکار از منافق بهتر است#گفت هان برگوی شغل خویشتن#گفت هستم همچو قاضی راهزن#گفت آن زرها که بردستی کجاست#گفت در همیان تلبیس شماست#گفت آن لعل بدخشانی چه شد#گفت می‌دانم و می‌دانی چه شد#گفت پیش کیست آن روشن نگین#گفت بیرون آر دست از آستین#دزدی پنهان و پیدا کار تو است#مال دزدی جمله در انبار تو است S}***{Sتو قلم بر حکم داور می‌بری#من ز دیوار و تو از در می‌بری#حد به گردن داری و حد می‌زنی#گر یکی باید زدن صد می‌زنی#می‌زنم گر من ره خلق‌ای رفیق#در ره شرعی تو قطاع الطریقS}***{Sدزد زر بستند و دزد دین رهید#شحنه ما را دید و قاضی را ندید#دزد اگر شب گرم یغما کردن است#دزدی حکام روز روشن است#حاجت ار ما را ز راه برد#دیو،قاضی را به هرجا خواست بردS}(ص 130) یکی از خواسته‌های دیرین سیاستمداران در هر دوره‌ای(به صدق و یا با ریا)نزدیکی با مردم و همدلی با آنان و به زبان سیاسی،رسیدن به"وحدت"بوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.