Skip to main content
فهرست مقالات

ادبیات تطبیقی در کشورهای عرب زبان: تاریخچه و جریان های اصلی تا پایان دهه ی 1980

نویسنده:

مترجم:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 137 تا 154)

اصل مقالة حسام الخطیب که به زبان انگلیسی نوشته شده است چکیده ندارد، ولی ما طبق اصول ویژه نامة ادبیات تطبیقی چکیده ای به آن افزودیم. یکی از دلایل انتخاب این مقاله برای ترجمه علمی بودن آن است؛ حسام الخطیب سوری تبار و استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه قطر است که اطلاعات جامع و کاملی از وضعیت ادبیات تطبیقی در کشورهای عرب زبان دارد. دوم آنکه تجربة ادبیات تطبیقی در کشورهای عرب زبان بسیار شبیه به وضعیت این رشته در ایران است و آشنایی با فراز و نشیب های آن می تواند برای ما هم که در آغاز راه هستیم راه گشا باشد. دلیل سوم این است که این مقاله به قلم یک تطبی قگر مطلع مصری است که از نزدیک با چال شهای ادبیات تطبیقی در کشورهای عر بزبان آشناست و انتقادی عالمانه و منصفانه دارد. مقاله، به طور خلاصه، به بررسی پیدایش و رشد ادبیات تطبیقی و چال شهای آن در کشورهای عرب زبان می پردازد. توجه جدی به ادبیات تطبیقی در دنیای عرب از دهة 1980 در مصر آغاز می شود. اکثر پژوهشگران ادبیات تطبیقی در کشورهای عرب زبان دان شآموختة دانشگاه های فرانسوی بوداند و، در نتیجه، بیشتر روش سنتی ادبیات تطبیقی، یعنی یافتن تاثرات ادبی بین ملل مختلف، را دنبال م یکردند. از میان نویسندگان فرانسوی، گ ییار و اتیامبل در کشورهای عربی چهره های شناخته شد هتری هستند و مقالات و کتاب های آنها بارها به عربی ترجمه شده است. محمد غنیمی هلال تنها پژوهشگر سرشناس مصری است که تاثیر عمیقی در ادبیات تطبیقی در کشورهای عر بزبان باقی گذاشته است. به هر حال، قلمرو پژوهش های ادبیات تطبیقی در کشورهای عربی به علت کمبود مدرسان متخصص در این رشته عمدتا از مکتب سنتی فرانسوی فراتر نمی رود. به نظر حسام الخطیب، بسیاری از مقالات و کتاب هایی که در این زمینه به عربی نوشته م یشوند، تنها نامی از ادبیات تطبیقی بر خود دارند و از نظر علمی هیچ ارتباطی با ادبیات تطبیقی ندارند. هلال نیز بسیاری از این کتا بها را سطحی و کم مایه می داند و با لحنی نکوهش آمیز از آنها صحبت می کند. به نظر حسام الخطیب، بسیاری از پژوهشگران عرب با دیدگاهی سنتی و غیرتخصصی به ادبیات تطبیقی م ینگریستند و آن را فراتر از عمل سادة مقایسه نمی دانستند. حسام الخطیب در پایان به نگرش برخی پژوهشگران عرب اشاره م یکند که با نظریه ها و روش های نوین ادبیات تطبیقی آشنایی بیشتری دارند و احتمال می دهد که این جریان بتواند با چالش های ادبیات تطبیقی در کشورهای عرب زبان روبه رو شود و راه را برای گسترش ادبیات تطبیقی در این کشورهای به مثابه رشته ای مستقل بگشاید.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.