Skip to main content
فهرست مقالات

بی‌حرف روییدن کلام (بررسی اسباب و انواع خاموشی از دیدگاه مولوی)

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 125 تا 142)

یکی از اصول اساسی و مهم عرفان، پنهان کردن راز یار و دم فرو بستن از بیان اسرار شهود و دیدار است و عجیب آنکه حرارت و شور این دیدار آنقدر قوی است که زبان عارف را بی‌اختیار به جنبش در می‌آورد و از زبان او راز می‌گوید. این حالت فقط وقتی پدید می‌آید که عارف کاملاً خود را مخلوع الاراده کرده باشد و نه تنها زبان که حتی درون خود را هم خاموش کرده باشد. این خاموشی سه مرحله دارد: مرحله نخست وقتی است که زبان سالک خاموش می‌شود؛ ولی ضمیر گویاست، مرحله دوم وقتی است که ضمیر هم خاموش می‌شود،‌ و مرحله سوم آن است که پس از خاموشی ارادی زبان و ضمیر، زبان عارف بی‌اختیار او، و در عین خاموشی ضمیر او، به سخن در می‌آید و بدون خواست و اراده او سخن می‌گوید، تا جایی که خود عارف نیز متحیّرانه به سخن در می‌آید و می‌پرسد « آنکه گوید از لب من راز کیست؟ / بشنوید این صاحب آواز کیست؟» در این مقاله چگونگی این موضوع متناقض‌نما درعرفان و بخصوص در دیدگاه و اندیشه مولوی بررسی و تبیین شده و سرانجام نشان داده شده است که مولوی از کسانی است که ضمیرشان خاموش؛ ولی زبانشان گویاست.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.