Skip to main content
فهرست مقالات

در تاریکی

نویسنده:

(2 صفحه - از 35 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : زن، آب، تصویر، دختر، نگاه، دختر لیوان آب، خوب، در تاریکی، مادر بزرگ، دختر دست دور لیوان

خلاصه ماشینی:

"در عمق تاریکی درون آینه،مادر بزرگ کنار پنجره‌ نشسته بود و گلدوزی می‌کرد. پدر بزرگ استکان چای را به‌ طرف دیوار پرت کرد و فریاد کشید:«تو که نمی‌خواستی چرا قبول کردی؟زن من شدی که چی؟» مادر بزرگ سر از روی پارچه بلند کرد و گفت: «زندگیمون دیگه تموم شد. روزی که پدر زودتر به خانه آمد و زن را در آن حال دید، صدای نعره‌اش کوچه را پر کرد:«تو که عاشق مرد دیگه‌ای بودی زن من شدی که چی؟» مادر سر تکان داده بود:«چه عشقی بعد ازاین‌ همه سال... روی پارچه‌های سپید و صورتی گل‌های«حسرت»و«فراموش مکن»با ابریشم‌ دوخته شده بود و زیر نور چراغ برق می‌زد... مادر بزرگ در آستانه‌ی در ایستاده و بلند گفت:«باید سر شب یه لیوان‌ جوشونده‌ی بهار نارنج بهش می‌دادی!» جدار لیوان عرق کرده بود. بعد درس می‌شه!» مادر لیوان را پر آب کرد و روی میز گذاشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.