Skip to main content
فهرست مقالات

پیاده رو

نویسنده:

(2 صفحه - از 55 تا 56)

کلید واژه های ماشینی : زن ، زن جوان ، زن مسن ، اتومبیل ، خیابان ، سکه ، زن مسن پلک‌ها ، زن مسن پشتش ، دکه تلفن ، زن مسن بلند

خلاصه ماشینی:

"برگشت و نگاهش کرد زن مسن چیزی‌ گفت و با نگاه خیابان را نشان داد. زن جوان از توی کیف دستی‌اش کارتی بیرون کشید و با چند قدم فاصله از زن مسن،کنار دکه تلفن‌ عمومی ایستاد. بعد رو به مردها پرسید:جا دارین؟ بعد یکی دو قدم تلوتلو خورد و دوباره پشتش را به دیوار داد و ایستاد. زن جوان بازویش را از دست او بیرون کشید و رو به مردها زیر لب چیزی‌ گفت. یکی از مردها به در دکه تلفن تکیه داد و با لبخند به زن‌ها خیره شد و زیر لب‌ چیزی به بقیه گفت. زن مسن با صدایی که یک‌ مرتبه بلند شده بود،زن جوان را رو به مردها هل داد و گفت:"زودباش‌ دیگه. زن جوان کنارش، پشت به مردها خم شد و چیزی پرسید:دود را بیرون داد و با چشم‌هایی‌ که به زور پلک می‌زد گفت:"قرارمون بود. روسری زن مسن روی زمین زیر دست و پا افتاده بود."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.