Skip to main content
فهرست مقالات

دلم هوای تو دارد...بگو چه چاره کنم

نویسنده:

(2 صفحه - از 46 تا 47)

خلاصه ماشینی:

"وقتی در خیابان‌هایش راه می‌روی، بی‌آنکه فکر کنی با گذشت این همه سال چه تغییراتی در ظاهرش رخ داده است؛ عطر و بوی اسلام روزهای نخستین را در مشام جان حس می‌کنی؛ آن وقت است که می‌خواهی در این خاک بمانی و بمیری. اگرچه مدینه هزار حرف دارد که برایت بگوید و با هر کدام هم اشکی به چشمانت بیاورد و یا لبخندی به لبانت؛ اما به بقیع که می‌رسد، خود بغض می‌کند و دیگر سکوت... اینجا باید با روحانی کاروان همراه شوی تا دانه دانه قبرها را برایت شناسایی کند؛ آن وقت این‌جا یک دوره تاریخ صدر اسلام برایت زنده می‌شود، بازگو می‌شود، دوره می‌شود و تو در تمام این لحظات عطر و بوی اسلام ناب روزهای نخستین را با تمام وجودت حس می‌کنی، شلاق خوردن‌های بلال، شکنجه شدن‌های یاسر و سمیه، هجرت مسلمانان در نیمه شب به سوی حبشه و ... هر چند که برخی می‌گویند فاطمه هم در همین بقیع مدفون است اما روحانی کاروان به فاطمه(علیها السلام) که می‌رسد، سکوت می‌کند و گریه ..."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.