Skip to main content
فهرست مقالات

قلبت را زنده کن

نویسنده:

(3 صفحه - از 14 تا 16)

خلاصه ماشینی:

"از مسافت‌های دور خودش را به کاشان می‌رساند تا خدمت ملا احمد نراقی برسد و ببیند که این آقا کیست؟ ـ البته این درویش، زهد را آن‌طوری که ملا احمد نراقی بیان کرده است، نفهمیده بود ـ وارد منزل ملا که می‌شود، می‌بیند که ایشان دارای خانه و زندگی و حوزه‌ی درس و رفت و آمد و تمکن و قدرت و ریاست است. این علاقه از طرف امام(قدس سره) طبیعی بود، چون به هر حال نوه‌‌ی امام(قدس سره) بود، اما چه طور می‌شود که بچه‌ی یک‌سال و نیمه به یک پیرمرد، این همه علاقه داشته باشد؛ به طوری که وقتی صبح این بچه از خواب بیدا می‌شد پشت در ساختمان می‌ایستاد تا کسی بیاید و در را باز کند، بعد با عجله می‌دوید و می‌آمد پشت در اتاق حضرت امام(قدس سره) و با مشت به در اتاق می‌کوبید. انسان دائما در این حال است که فلان کار را انجام بدهم یا ندهم؟ ان‌شاءالله شما عزیزان که از ابتدای چشم بازکردن در این نظام زندگی کرده‌اید و در این مکان مقدس هم مشغول درس خواندن هستید، که خود محیط علم و دانش و علوم دینی انسان را عوض می‌کند و فرق طلبه با دانشگاهی هم این است که طلبه چندبار در روز می‌گوید: قال الباقر(علیه السلام) و قال الصادق(علیه السلام)، اما دانشگاهی این حرف‌ را نمی‌زند، البته دانشگاهی‌ خیلی خوب هم داریم، اما به هر حال مقایسه که می‌کنیم؛ درصد حوزوی‌ها بالاتر است، چون این‌ها دائما با ائمه و روایات ائمه: در ارتباط هستند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.