Skip to main content
فهرست مقالات

مناسبات بینامتنی میان تاریخ و درام با نگرش ویژه به نمایشنامه مردی برای تمام فصول

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (16 صفحه - از 63 تا 78)

مبحث اقتباس از متون تاریخی و سایر متون موجود، همواره به عنوان یکی از مباحث موردنظر منتقدین در عرصه ادبیات بوده است. این نوع اقتباس راهی برای ایجاد متون جدید بوده است، تا جایی که برخی معتقدند که هیچ متنی وجود ندارد که به متن دیگری ارجاع داده نشده باشد. درواقع در دنیای ادبیات و هنر، در تولید متن اقتباسی یا تهیه آثار مبتنی بر اقتباس، اشخاص به نوعی مطلب را به متنی ارجاع می دهند که پیش ازاین تولید شده است، بنابراین نه تنها متون ادبی پیشین بلکه تاریخ نیز می تواند منبع اقتباس بینامتنی باشد. در این جا منظور از بینامتنیت، شکل گیری متنی توسط متون دیگر است و در این مقاله «تاریخ» به مثابه «متن» تلقی شده است. نویسندگان در این مقاله سعی می کنند با تکیه بر نظریات نظریه پردازانی مانند کریستوا، هاچن، بارت و نظریه «اضطراب تاثیر» هرولد بلوم به اقتباس دراماتیک از تاریخ با تاکید بر اثر نمایشی مردی برای تمام فصول اثر رابرت بولت بپردازند. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و از روش گردآوری کتابخانه ای استفاده شده است. آن ها هم چنین سعی کرده اند به این پرسش اصلی که چگونه با آفرینش اثر نمایشی مردی برای تمام فصول ، ردپای جدیدی در تاریخ به جای مانده است، پاسخ دهند. نتایج حاصل بیان گر آن است که این در نوع اقتباس دراماتیک از تاریخ در اثر نمایشی مردی برای تمام فصول مطابق با رویکرد رابرت بولت در نمایشنامه خود توانسته این ردپا در تاریخ به خوبی بازسازی کند.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.