Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی مشاهده بازتابی و مشاهده نافذ در تاریخ جنون

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت بهداشت)/ISC (14 صفحه - از 48 تا 61)

زمینه و هدف: پروژه فوکو را می‌توان تبارشناسی سوژه مدرن نامید و کتاب تاریخ جنون یکی از مهم‌ترین آثار او در این زمینه است. آنچه در این کتاب به طور برجسته‌ای خود را نمایان می‌سازد، تاکید فوکو بر «عمل مشاهده» و تکنیک‌های آن در شکل‌گیری سوژه به منزله ابژه‌ای برای شناخت می‌باشد. با تامل در این کتاب می‌توان دو نوع مشاهده را از هم متمایز کرد که ما آن‌ها را مشاهده بازتابی (Reflective) و مشاهده نافذ (Penetrative) می‌نامیم. در این مقاله می‌کوشیم اولا به بررسی مشاهده بازتابی و ویژگی‌هایش بپردازیم؛ ثانیا نشان می‌دهیم که چه شرایط اجتماعی در قرون هیجدهم و نوزدهم میلادی سبب شد تا این شیوه مشاهده دیوانگان رنگ ببازد و به تدریج مشاهده بدیلی ـ مشاهده نافذ ـ جایگزین آن شود؛ ثالثا با تشریح تکنیک‌های مشاهده نافذ، ویژگی‌هایی این نوع مشاهده را بررسی می‌کنیم و نشان می‌دهیم که چگونه این شیوه مشاهده سبب پیدایش روانشناسی و روانپزشکی در قرن نوزدهم میلادی شد. مواد و روش‌ها: این پژوهش به روش کتابخانه‌ای با تکیه بر کتاب بسیار مهم تاریخ جنون اثر میشل فوکو ـ مورخ، جامعه‌شناس و فیلسوف فرانسوی معاصر ـ و شارحین و ناقدین او انجام گرفته است. یافته‌ها: در مشاهده بازتابی مشاهده‌گر با دیدن دیوانگان با آن‌ها همنوا می‌شود و تجربه او از این وضعیت، تجربه‌ای از وضعیتی انسانی است. حال آنکه در مشاهده نافذ مشاهده مشاهده‌گر در دیوانه متوقف می‌شود و مشاهده‌گر دیوانه را همچون ابژه‌ای می‌بیند که اولا قصد دارد تا طبیعت دیوانگی او را بشناسد؛ ثانیا می‌خواهد او را درمان کند. نتیجه‌گیری: در واقع مشاهده نافذ مشاهده‌ای ابژه‌ساز است و به دلیل همین ویژگی‌اش معرفت‌ساز نیز هست. بدین گونه با تاسیس آسایشگاه روانی در قرن نوزدهم حقیقت انسان به منزله سوژه توانست به ابژه دانشی علمی ـ روانپزشکی ـ بدل شود.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.