Skip to main content
فهرست مقالات

هشتاد و پنج سال زندگی در چند صفحه

گزارشگر:

(10 صفحه - از 181 تا 190)

کلید واژه های ماشینی : شاه ، عمارت ، کشتی ، فرانسه ، شاه ایران ، شاهزادهء یحیی میرزا ، ایران ، میرزا محمد خان حشمة ، محمد خان حشمة الممالک ، روز بعد آقا میرزا

خلاصه ماشینی:

"هنگام پیاده شدن از کشتی ناخدا نشان درجهء سومی را که از ایران داشت و بر سینه نصب کرده بود بمن نموده گفت:خواهشم از شما اینست که نزد شاه ایران اقدامی کنید که نشان درجهء اول بمن مرحمت شود و اگر این محبت را دربارهء من بانجام رساندید در مراجعت کشتی را در اختیار شما خواهم گذارد و هرگونه دستور دهید خواهم کرد. *** در پاریس نخست در مهمانخانه«آلکساندر»واقع در میدان«سنت اگوستن»منزل کردم و پس از چند روز آنجا را ترک گفته بخانه‌ای در خیابان«ماتین‌ین»بوسیلهء شاهزادهء یحیی میرزا برایم اجاره شده بود رفتم. یک روز نیز که امیر بهادر، صدر اعظم و همراهان شاه را در منزل خود بچلو کباب دعوت کرده بود حضور داشتم. گنهکار«فرانسو آلسالسن»نام داشت و عدم اطلاعش از اسلحه سبب شده بود که تصمیم‌ شیطانیش بنتیجه نرسد و مظفر الدین شاه از مهلکه جان سالم بدر برد زیرا برای اطمینان از کار خویش روز پیش«سالسن»سوزن طپانچه را با سوهان سائیده بود تا حساس‌ترش سازد ولی آن را چندان تیز کرده که هنگام تیراندازی ضربهء سوزن بجای ترکاندن چاشنی آن را سوراخ کرده‌ و تیر در نرفته بود. روز بعد که با مستوفی الممالک بحضور رفتیم دیدیم گروهی انبوه با چند دسته موزیک برای‌ عمارت صف زده‌اند از آن میان شهردار پاریس بار یافت و استدعا کرد که شاه بایوان عمارت بیاید. آنگاه شاه بالای یکی از عکسهای تازهء خود شرحی‌ برای مادر عصمة الدوله نوشته بمن داد که بتهران بفرستم و چون اجازهء مرخصی خواستم گفت: «فردا کشتی‌گیران نامی جهان در حضور ما زورآزمائی خواهند کرد تو هم بمان و تماشا کن."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت)