Skip to main content
فهرست مقالات

معناشناسی «مکتب»، «نظام» و «علم» در ادبیات اقتصاد اسلامی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 25 تا 46)

هرچند واژگان مکتب، نظام وعلم به طور فراوان در ادبیات اقتصاد اسلامی به کار می رود، تفاهم چندانی در مورد مفهوم و رابطه آنها وجود ندارد. در این مقاله به بررسی این سه مفهوم و نسبت میان آنها می پردازیم. بنا به فرضیه مقاله، گزاره های اقتصاد اسلامی تنها شامل گزاره های مکتبی و علمی می شوند. بر اساس یافته های تحقیق، مکتب اقتصادی اسلام، خطوط اصلی و اصول راهبردی فعالیت های اقتصادی بر اساس آموزه های اسلامی را بیان می کند. علم اقتصاد اسلامی، واقعیت های اقتصادی حاصل از آموزه های نظری و عملی مکتب اسلام را توضیح داده و روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته را توصیف، تبیین و پیش بینی می کند. اما نظام اقتصاد اسلامی و گزاره های حاکی از سیاست گذاری در اقتصاد اسلامی، به جهت محتوا، هویت مستقلی در کنار مکتب و علم اقتصاد اسلامی ندارند؛ بلکه ترکیبی از گزاره های مکتبی و علمی اقتصاد اسلامی می باشند. سیاست اقتصادی اسلامی حاصل به کارگیری هم زمان گزاره های مکتبی و علمی اقتصاد اسلامی برای ارائه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز برای تحقق اهداف اقتصادی اسلام می باشد. نظام اقتصاد اسلامی، در شکل کلی خود به مثابه چتری است که بخش های مختلفی همچون مکتب، علم و سیاست های اقتصاد اسلامی را می پوشاند.

خلاصه ماشینی:

2. جعفرعباس حاجی (1390) در کتاب مکتب اقتصادی اسلام، «مکتب»، «نظام» و «علم» اقتصاد را تعریف کرده و به صورت اجمالی به تفاوت بین آنها نیز اشاره کرده است. رابطة مکتب، نظام و علم اقتصاد با سیاست اقتصادی برخی از محققان گزاره‌های اقتصادی را به سه بخش «هنجاری»، «اثباتی» و «تدبیری» (سیاست‌های اقتصادی) تقسیم کرده، و بدین‌سان، «سیاست اقتصادی» را به‌عنوان بخش سوم مباحث دانش اقتصاد، در کنار دو بخش دیگر معرفی کرده‌اند (نظری، 1385، ص154). این پیوستگی را می‌توان با تفکیک میان گزاره‌های پشتیبان، احکام جزئی عملی، مکتب اقتصادی، علم اقتصاد، گزاره‌های روبنایی سایر علوم، سیاست اقتصادی و نظام اقتصادی ارائه کرد. مکتب اقتصادی علاوه بر اینکه محصول گزاره‌های پشتیبان و احکام جزئی است، خود نیز در شکل‌گیری دو عنصر دیگر این منظومه، یعنی علم اقتصاد و سیاست اقتصادی، مؤثر است. با توجه به اینکه رفتارهای اقتصادی موضوع علم اقتصاد را تشکیل می‌دهد، و همچنین با در نظر داشتن این نکته که تمام رفتارهای انسان‌ها حاصل باورهای مکتبی آنهاست، می‌توان گفت که مکتب اقتصادی برای علم اقتصاد، موضوع‌سازی می‌کند و نقش علت را در شکل‌گیری گزاره‌های علمی ایفا می‌کند. بر اساس یافته‌های تحقیق، گزاره‌های نظام اقتصادی اسلام به‌عنوان یک هویت معرفتی، متشکل از گزاره‌های مکتبی و علمی اقتصاد اسلامی است. این پیوستگی را می‌توان با تفکیک میان گزاره‌های پشتیبان، احکام جزئی عملی، مکتب اقتصادی، علم اقتصاد، گزاره‌های پشتیبان روبنایی سایر علوم، سیاست اقتصادی و نظام اقتصادی ارائه کرد.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.