Skip to main content
فهرست مقالات

تصحیح یک نام تاریخی

نویسنده:

(6 صفحه - از 407 تا 412)

کلید واژه های ماشینی : جور ، بگ ، بلخ ، طبع ، بغ ، ترکان ، ضبط ، کلمه ، پسوند ، افغانستان

خلاصه ماشینی:

"و کاشغری آنرا نام یک طایفهء غزو هم اسم الله نوشته‌5و ابو الغازی بهادر خان‌ بایات-بیات را بمعنی«صاحب الدوله»ضبط کرده است‌6و برخی از ترک‌شناسان‌ عقیده دارند که(ت)آخر بیات(یای ت)مفهوم جمع را می‌رساند7چنانچه بقول‌ کاشغری تکت(بکسرتین)هم جمع تگین(لقب خاقانیان)باشد(1/297)،و همین پیشوند (پری فکس)بای-بی است که در آغاز القاب اعیان و امرا مانند بایقرا و بایندر(نعمت‌ بخش)و بایان خان(حکمران ترکان سواحل دانوب در نیمه قرن 6 م. بگ و با(-بی)را از یک‌ ریشهء آریایی شمرده و استاد توفیق وهبی در شرح کلمهء بغداد بدین معنی تأکید کرده است، که بقول احمد بن فضلان حکمدار ترکان خزر را باگ و حکمران قبچاق را«قره بغدان» گفتندی که هر دو از همین مقوله است،2 بدین نهج:بگ-بغ-بای-بی از یک ریشه آریائی،مخصوصا در السنهء ترکان‌ و مردم آسیای میانه نفوذ تمام داشته و در آغاز نام بای توز3حکمران حدود 360 ق. (بنگرید:زین الاخبار طبع تهران ص 166) چون کلمه تور هم در ترکی در القاب امراء مطلق العنان مانند تور خان-تر خان موجود بود و در شکل قدیم بخادور-بهادر(باتور)بمعنی قهرمان پسوندی بود و کاشغری بگتر- بگ‌تور-توربگ را از نامهای رجال می‌داند،پس آیا نمی‌توان پسوند کلمهء بای توز را همین تور بدون نقطهء اخیر به رای قرشت خواند؟ (4)-تاریخ بیهقی 132، 135،544،744 و غیره (5)-ابن ندیم:الفهرست 390،القنطی:اخبار الحکماء 149،گوستاولو بون:تاریخ تمدن اسلام و عرب 589. حکمران سیستان هم بود و بقول یوستی در نام- های ایرانی این کلمه بمعنی گورخر سیمین(سیم گور)است(؟)5 استاد توفیق وهبی(بغدادی)6پسوند جور را در نام ماهجور(در قرن دوم هجری‌ ساکن بلخ)کلمهء دری جور بمعنی مثیل و مانند نوشته و گوید که در لغت چغتای شیخ سلیمان‌ افندی بخاری«جوره»بمعنی رفیق-زمیل-زوج بوده،که در برهان قاطع هم دو چیز شبیه‌ و متساوی است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.