Skip to main content
فهرست مقالات

ستایشگری از اوج تا فرود

نویسنده:

(4 صفحه - از 58 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : شعر، مدح، ناصر خسرو، قصیده، غزل، شعر ناصر خسرو، سبک، دیوان ناصر خسرو، قصیده و شعر مدحی، نانی

خلاصه ماشینی:

"چند گویی که چو ایام بهار آید گل بیاراید و بادام به بار آید روی بستان را چون چهره دلبندان‌ از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید روی گلنار چو بزداید قطر شب‌ بلبل از گل به سلام گلنار آید باغ را از دی کافور نثار آمد چون بهار آید لولوش نثار آید این چنین بیهده‌ای نیز مگو با من‌ که مرا از سخن بیهده عار آید (قصیده 74) ناصر خسرو در جای جای دیوانش،شاعری‌ است مدح ستیز،اگر چه پیش از تحول اندیشه، خود از ستایشگران دربار بوده است اما اینک تکریم‌ امیران را به شدت نکوهش می‌کند و شعر و شاعری‌ را علم و هنر نمی‌شمارد. ای مسلمانان فغان از دست دشمن پروری‌ شعر دانی چیست دور از روی تو حیض الرجال‌ قایلش گو خواه کیوان باش و خواهی مشتری گر مرا از شاعری حاصل همین عار است و بس‌ موجب توبه‌ست و جای آنکه دفتر بستری چون ندارد نسبتی با نظم تو نظم جهان‌ در سخن خواهی مقنع باش و خواهی سامری مرد را حکمت همی باید که دامن گیردش‌ تا شفای بو علی بیند نه ژاژ بحتری (دیوان،ص 454) در واقع در شعر انوری،نوعی احساس ننگ و عار از شاعری و گرایش به حکمت دیده می‌شود، همچنانکه ناصر خسرو نیز آن را-مدح و وصف- و موجب ننگ می‌دانست و معتقد بود که باید به‌ سوی حکمت و پند و اندرز قدم برداشت."

صفحه:
از 58 تا 61