Skip to main content
فهرست مقالات

ورود نویسنده به ساحت داستان

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"اینک،با توجه به این مقدمات،به‌ بررسی سابقه و زمینهء پیدایش چنین آثاری بپردازیم: سابقه و زمینه در تاریخچه‌های مربوط به ادوار مختلف ادبیات‌ داستانی اروپا آمده است که پس از رنسانس و از آن زمان‌ که داستان‌نویسی در آن دیار رونق یافت،نویسندگانی که‌ خاستگاه اجتماعی آنان اشرافیت دوران خود بود،تا مدتها از نهادن نام و نشان واقعی خود بر پیشانی یا پای‌ آثارشان ابا داشتند،و به جای ان،از یک اسم مستعار استفاده می‌کردند(برخی معتقدند نخستین نامهای مستعار در ادبیات داستانی نیز به همین سبب و از این طریق باب‌ شد). ضمن آنکه،به هر حال،اهالی فن آگاهند که طراحی‌ و نوشتن داستانهای بلند و رمانهایی که در آنها قهرمانانی‌ از طبقات متفاوت اجتماعی حضور داشته باشند و عرصه‌ واقعی وقوع آنها نیز گستره‌ای به بزرگی و پیچیدگی کل‌ جامعه باشد،به مراتب دشوارتر و نیازمند صرف انرژی‌ ذهنی و روانی فوق العاده بیشتری است تا نوشتن‌ داستانهایی که منحصرا به یک قشر کوچک منزوی و برکنار از بسیاری از مسائل اجتماعی می‌پردازد،و اگر هم‌ به ناچار-در آنها-گریزی به دیگر عرصه‌های جامعه و افراد آن زده می‌شود،از همان دریچهء تنگ و کدری است که‌ آن قشر منزوی،از پس آن،به بیرون از خود می‌نگرد. با این همه،برخی از این افراد،به جای آنکه با درایت،پی به این ضعف و اشکال کار خود ببرند و در صدد اصلاح آن برایند،راه عناد و لجبازی در پیش گرفتند و به‌ توجیه روی آوردند:یکی از این جماعت،که از قضا تحصیلات رسمی‌اش از حد دیپلم متوسطه هم بالاتر نیست(83)و از نوشتن یک داستان فاقد حتی غلطهای املایی‌ نیز عاجز است(93)،با تفرعنی خاص گفته است: من برای تودهء مردم چیزی ننوشته‌ام و نخواهم‌ نوشت."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.